نگاهی به کتاب شعر «هفته های بی حوصله» شهین ده بزرگی
پرویز حسینی

نویسنده : پرویز حسینی
تاریخ ارسال : هفتم خرداد ماه ١٣٩۶


«انتظار در هفته های بی حوصله گی»
نگاهی به کتاب شعر «هفته های بی حوصله»

سروده : شهین ده بزرگی

چاپ اول ۹۵ انتشارات لیان
 

- پرویز حسینی :

«زبان گنجشک ها را
که بریدند
پرندگان آواره شدند»

«صفحه ۲۳--شعر۱۹»

اولین مجموعه شعر خانم ده بزرگی، مثل خیلی از شاعران خاموش اما بیدار زن جامعه ی ما، درمیانسالی منتشر شده است. شامل ۷۷ شعر بدون نام که شماره گذاری شده اند، در ۸۱ صفحه و باز مانند کتاب اول بسیاری از شاعران زن معاصر آگاهانه یا ناآگاهانه دیده نمیشود و همه چیز به سکوت برگزار می شود! چرا چنین؟!
مگر میشود انتظار داشت که اولین اثر یک شاعر یا هنرمند حتما شاهکار باشد تا در باره ی آن نوشت؟! اگر اینطور است لطفا آدرس بدهید! حتا در میان آثار شاعران بزرگ معاصر. بنده نه ایشان را دیده ام و نه نسبتی با ایشان دارم ولی اثر ایشان رابطه هنری با ما برقرار می کند. در نگاه اول، باید ببینیم شعر چیست؟ و بعد به این نکته بیندیشیم که چرا یک زن در جامعه ادبی ما کوشیده تابوها را بشکند و به صحنه بیاید؟! و در آخر برسیم به این نکته که شعرهای شهین ده بزرگی چگونه شعری هستند؟!
در باره ی نکته ی اول یعنی شعرچیست؟!  نگارنده معتقداست صرف نظر از تعاریف کلیشه ای از شعر، می توان گفت هر شاعری تعریف خودش را از شعر دارد و پارامترهای سبکی خودش را ملاک قرار می دهد. به عبارت دیگر، هر شاعری می کوشد با سحر کلماتش روح مخاطب را تسخیر کند یا دست کم، به قلب خواننده تلنگری بزند و آن کلمات را شعر می داند. کلماتی که گاه تصویری هستند، گاه روایی، و گاهی هم تناسبی زیباشناسیک دارند. شاعر تلاش می کند حرفهای زیبا و پنهان دلش را با واژگانی زیبا و به طرزی زیبا بیان کند؛ در این که چقدر موفق است به نگاه و نظر خواننده بستگی دارد. ببینید:

«در رویاها
چیزی می شوی
نیمی از خواب جهان
نیمی دیگر
خیال من.»

«شعر۲۱--ص۲۵»

شهین ده بزرگی در شعرهایش به ایجاز پایبند بوده و به محتوای درخور، باواژگان اندک:

«سکوت
یاغی شده
فریاااااد می کشد»

شعرهای اجتماعی که گاه آرایشی عاشقانه هم دارند، از زبان شاعری بیان می شود که حوصله اش از خودش هم سر رفته است و به همین جهت زندگیش می شود «هفته های بی حوصله»:

«در این هفته های بی حوصله
که سه شنبه هایش
هنوز نیامده اند
من از تو
روزهایی می سازم
تا کمی
حتی یک سطر
به رفته ها عادت کنم»

«شعر ۹--صفحه ۱۳»

و آن قدر افسرده می نماید که پیوسته به نقطه عزیمت می اندیشد:

«به آخرین ایستگاهی
فکر کن
که همیشه
منتظر ماست»

طبیعی است که شعر هر شاعری بیانگر دیدگاه او نسبت به زندگی، طبیعت، جهان و پیرامون هستی می باشد. و تنها به لحاظ نحوه ی بیان و زبان و نحو گفتار متفاوت می نماید. تا میل مخاطب چه باشد و چه بپسندد! گاهی شاعر از سر تنهایی و حسرت چنین می سراید:

«زنی رو به من
ایستاده
در آینه
که جوانی اش را
باد با خود
برده است»

و گاه هنوز انتظار میکشد:

«عقربک ها
هر شب
بهانه ی بودنت را
زنگ می زنند»

شعرهای شهین ده بزرگی در کمال ایجاز، سادگی، شفقت، صداقت و عاطفه از تنهایی، سرخوردگی، و زندگی تلخ زنانی می گوید که پشت پنجره ی انتظار نشسته اند. چه چیز را انتظارمی کشند؟! و صال؟!  یا لحظه ی عزیمت؟!

با این همه، شعرهای مجموعه ی اول شاعر آدمی را امیدوار میکند به ظهور شاعرانی که در خاموشی و تاریکی به انتظار نشسته اند تا در لحظه ی موعود سر بر آورند. نسل میانسال پر نفسی که در ماراتون شعر معاصر، به  هیچ وجه نمیخواهد با زنده باشد. هر چند که سالیان بسیار، با بی حوصله گی، انتظار را زیسته باشد.!


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :