شعرهایی از کریستینا لوگن

نویسنده : کریستینا لوگن
تاریخ ارسال : سی ام اردیبهشت ماه ١٣٩۶


شعر از کریستینا لوگن
برگردان به فارسی : مهشید شریفیان



شعر اول :

تنهايي نه
شباهتی به آرام شبِي  دلچسب در خانه دارد

با كرست کمرِ  آبيِ لاجوردي بر تن
و خوش آغوشي در بَر

و نه كوپه ي خواب ِ قطاري را مي ماند
در سفرِ شاد و فارغش
از میان ِ منظره های به غایت دلگيرِ خانه هاي کوچک ِ زمینی

و نه هرگز تنهایی
شاهزاده خانم مرده ای  را  می ماند

بر تختی میله ای
احاطه شده در سوسوی اشکهایی که هیچ کس را توان زدودنشان نيست

نه هیچ جنبنده اي هست
نه شارتروز* سبزي
و نه دستگاه ِ ماساژ دستی باتری داری

در مکتبخانه ی پوسيده ي تنهایی اما
تبر هست
و طناب
و آبشارهای تند شیب
یک واير  كهنه ای هست
و چاقوهای ضامن داری
که در مسير خود بر سطح ِمهربان وممتد ِ موزها
ناگهان منحرف مي شوند
و جاسوس هايي هست
كه انگار آلت هم دارند

در فروشگاههاي مواد غذايیِ خوش آب و رنگتر ، بوفه های سالاد ي هست كه من شبها آنجا
در نهايت صلح و آرامش می نشینم
و چيزي را  مي جَوَم كه نمي دانم چيست
و  بدبختتر ازهمه ي آن خوكهاي سلاخي شده ي ديگر نيستم


*chartreuse : یک لیکور فرانسوی



شعر دوم :

زمزمه هاي عجيب و دستهاي عجيب
در تنهايي زندگي ميكنند
گياهان عجيب تنهایی را
 لحظه اي زينت مي بخشند و مي ميرند
وقتی که برنامه های تلویزیون تمام می شود
مرگ شیوه ای غریب دارد
که ناگهان چون خواستگاری نجات دهنده
نشسته برکاناپه ای ساختِ ایکیا  ظاهر می شود
وقتی که همه ی مغازه های کشیک شب تعطیلند
و فرزندت  در دهی در چهار مایلی مونکاربو*  
در کنار مادرخوانده ای متعادل
زندگی ِ بهتری دارد

که به من گفته است
کاسه ی صبر مرگ دیگر
بسر آمده
که مرگ
در عرض هر خیابانی که از آن گذر كرده ا م
مقابل ِ هر آتشی که افروخته ام
بیش از حد انتظار كشيده است
بر هر پلی که با احتياط قدمهام را بر آن پيش بردم
در كنارهر سوسیس فالو*يي که تكّه كرده ام
مرگ ایستاده است
و رو به لبه ي تیز این کارد گران قیمت
معنادار
سر تكان مي دهد


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :