شعری از سمیه جلالی

نویسنده : سمیه جلالی
تاریخ ارسال : سی و یکم فروردین ماه ١٣٩۶


اصلا من زن
که خلق شده ام با گل های اطلسی
نشسته بر بافه های یمنی
توی خلیج رها
های هویِ باد های موسمی

گلابتون که بدوزی ام
بر سر سازهای بندری
بعد برقصانی دو دمپایی لاانگشتی
لب ساحلی که پرتت می کند تا
سیاه هله ما سیاه هله ما...
به جِلبیل های خوسی
سرپوشِ بندری که شرجی دارد تو را
که عرق در چاک راه باغ های معلّق
خشک نمی شود با هیچ دستی


اصلا من بُرقع به صورت
داغِ داغ
ْ آفتابِ تَشْ
تشنه  
از پشت نقاب جیغ بکشم هوا را
هوار بکشم انگشت بر حنیرها
سُرخِ سُرخ
سرپنجه های آفتاب را
با سُرمه های ریخته در چشم هام
سرمه های کشیده بر خطِ نگاه
تو را خط خطی
مُشایعت کنم نگاهت را
تا خطوط کج و مُعوَجِ آفتاب
که تَنبور می زند سینه ی جاده  را
بعد بندر را پارو بزنم تا ابوموسی
تا هِرّ و کِرِّه ی بادگیرهاش
باد بندری برقصد چین دامنم را
دور بزند
دور بزنم
دور بزنی
دور کمرم
چین بخورد چین دامنم در حلقه ی بازوهات
تا تُنب کوچک
دور بزنیم
به اتفاق بادهای ساحلی...

اصلا من زن
به نرگس های ریخته بر بلورها در یقه
و  استشمامم در ریه هات
که در تو حادِث شود
جنون جُفتی
که می زند سرکَنگی شانه های بادهای ساحلی را
به قایق ها سوار
به بادبان ها
به موج ها
که کِل می کشند
لب های سرخ هُرمز را
سُرخ بر رخِ انارهای آویزان
از سینه ی بندری که پرتت می کند تا
سیاه هله ما سیاه هله ما


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : سید سجاد قتالی
آدرس اینترنتی : http://

عااااالی بود بسیاااااررررررررر زیباااااااااا لذت بردم