شعری از نازنین رحیمی

نویسنده : نازنین رحیمی
تاریخ ارسال : بیست و ششم فروردین ماه ١٣٩۶


تو منطقه ي كشف مني
و محل زد و خورد
 با خاك

تو انقلاب فرانسه اي
در كف دست هاي من
ببين دست ها چطور برابر و برادرند
نمردنم در دهه ي شصتي
و نگاهم به رضاخاني به وقت پل

تو ميل ناصرالدين شاهي به وقت عكس
و به وقت خنده ام
زماني
 علي را
شاه
به خواب مي بيند
ببين چطور برابر و برادري تمام مي شود...


 تو زاده ي حيرت مني
وقتي وحشت چشم هاي گربه را مي بينم
به هنگام عبور يك موش
تو كوششي هستي
كه عقاب
براي شناختن محدوده ي پروازش مي كند
و شير براي يافتن منطقه ي شكارش
و ديوار در قلمرو مرزش

تو توانايى شكل دادن مني به گلي
و فرم دادنم به صندلي هاي دور ميز

تو نقد مني به ترتيب در امدن برگ هاي كاج
و نگاهم وقتي نازك مي شود تا البرز را ببينم
و دستم كه سيم خاردار باغ سيب را
كنار مي زند

پاهاي مني به وقت دريا

و گونه هايم به وقت نسيم

تو قانون اخلاقي در دلم
قانون
قانون
قانون


تو ان هنگامه اي كه به اينه نگاه مي كنم
و غريبه نيستم
و انگشتري نقره اي  
با شيار هاي كدر بر انگشت كوچكم
كه بعد سال ها
يافتمش زير تخت

تو كمي دوري از مني
وقتي در خانه ي همسايه صداي گريه ام را
مي شنوم
تو به هم زدن رؤياي مرگي
مرگ
مرگ
مرگ

تو شانه هايت هستي
 وقت سرم بر گودي شانه ات  به بهانه اي
خستگي
خستگي
خستگي

تو صندلي زرشكي انگليسي
كه سال ها
كنار يك درب ورودي نشسته است
تو عينك ذره بيني  ملكه اليزابت
وقتي بر دست مي گيرد
و بر چشم
تا بازيگر مورد علاقه اش را
به وقت هملت ببيند
تو جمله ي بر مزار شكسپيري:
‎تو را به مسیح از کندن خاکی که اینجا را دربرگرفته دست بدار!
‎خجسته باد آنکه این خاک را فروگذارد،
‎و نفرین بر آنکه استخوان‌هایم بردارد!


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : علي
آدرس اینترنتی : http://

حس زيبايي است اما به کارگيري بعضي ترکيب ها و واژگان که بيشتر مخصوص نثر هستند شعر شما را از شعريت يا همان رؤياگونگي خارج مي سازد و به نثر رسمي نزديک مي کند. به عنوان مثال: محل زد و خورد، کوشش براي شناخت محدوده پرواز، منطقه شکار، فرم دادن، ترتيب درآمدن. در واقع منطق بيش از رؤيا بر شعر شما حاکم است. پاينده باشيد.