شعری از فریاد ناصری

نویسنده : فریاد ناصری
تاریخ ارسال : بیست و ششم فروردین ماه ١٣٩۶


بازنویسی ثنای نخست از صحیفه ی سجادیه
(فریاد ناصری)
-
ثنای نخست
قبل از تمام نخست ها     به سل آلی

ستایش می کنم تو را ای نخستین و ای آخرین بعد از تمام آخرها
ستایش می کنمت ای سرحد نخستین و سرحد فرجام
ستایش می کنم تو را که چشم ها از دیدنت ناتوانند و وصف ها از گفتنت عاجز
آفریده ای به قدرت و توانت، با اراده و خواستت بی اینکه پیش از آن آفرینشی باشد
روان کرده ای در راه خواست و اراده و در راه دوستی و محبتت
هر که نفس می کشد را قوت و غذا داده ای
گزنده ی فراخ روزان و بخشاینده ی تنگ روزان جز تو نیست
هر که را آغاز و پایانی ست و آغاز رفتن به سوی پایان است، به سمت روشنایی های خواسته یا تاریکی های رقم زده
و این درستی اجر و جزا از توست که پاک ترین نام ها را داری ، نعمت ها و بخشش های پی در پی را ، سوالی از تونخواهد بود اما از دیگران چرا؟
سپاس تو را که اگر سپاس را به ما نمی آموختی ، بودیم در نعمتهای پی در پی بی هیچ ستایشی، می زیستیم  در بخشش های پی در پی بی هیچ ثنایی
اگر ستایش نبود انسان چیزی نبود جز جانوری بی خرد حتا گمراه تر
ستایش خدایی را که خودش را به ما شناساند، شکر و سپاسش را به ما فهماند، درهای دانش به الهیتش را بر ما گشود، به یکتایی و یگانگی اش راهمان برد، از شک و تردید و کج راهی دورمان ساخت
چنان ستایشی که با آن زندگی کنیم بین خلایق سپاسگزار و پیشی گیریم بر هر که پیش افتاده به بخشش و عفوش
سپاسی که تاریکی های آینده را روشن کند و برخاستن را آسان کند، خانه و جای مان را در کنار گواهان آبرومند اندازد، روزی که هر کس به آنچه کرده می رسد بی هیچ ستمی
سپاسی که به برترین جاها می رود و در نامه های نوشته شده به دست فرشتگان حفظ می شود
سپاسی که روشنی چشم هامان باشد وقتی که دیده گان خیره می مانند و رو سفیدی مان باشد وقتی که چهره ها همه تاریک است
سپاسی که از آتش دردناک نجاتمان دهد و ما را به کنار بخشندگی ات آورد
سپاسی که با آن شانه به شانه ی فرشتگان رویم چنانکه جا بر آنان تنگ شود، سپاسی که در سرای جاودانی و جایگاه پر برکت با پیامبران همنشینمان سازد
ستایش خدایی را که نیکوان جهان را برای ما برگزید و روزی های پاکیزه را برای ما روان ساخت
با تسلط و توانایی ما را بر آفریدگان برتری داد، به قدرت و توانایی اوست که مخلوقات فرمانبر ما هستند و اطاعت می کنند  از ما به نیروی او
ستایش خدایی را که بست درها را به روی ما جز آن در که پشت آنست، پس چگونه توانیم ستایشش کنیم؟ کی می توانیم؟
ستایش خدایی را که اسباب فروبستگی و دست های گشایش را در ما به هم آورده است و ما را از روانهای زنده بهره داد
اندام کردارها را در ما استوار گردانید، پروریدمان به روزی ها پاک، توانگرمان ساخت به بخشش اش، سرمایه مان داد به نعمت اش
و گفت تا گوش فرا دهیم، منع مان کرد تا بیازمایدمان اما ما پا کج گذاشتیم و بر مراکب نهی نشستیم شتاب نکرد در عقوبتمان بل که هنوز منتظر ماست که بازگردیم به بزرگواری و مهربانی
ستایش خدایی را که ما را به بازگشت راه نما بود توبه ای به فضل و احسان او یافته ایم و اگر هیچ نعمتش را به حساب نیاوریم جز همین توبه احسانش درباره ی ما بزرگ و فضلش بر ما عظیم بوده
راه و سنت توبه این نبوده بر پیشینیان، برداشته ازما انچه به آن طاقت نداریم و تکالیف ما در حدود توانایی ماست، از ما جز آسان نخواسته و جای بهانه و برهان نگذاشته

زیانکار انکه او را نافرمان شود خوش روزگار آنکه رو آورد به او
سپاس خدایی را، به هر چه او را نزدیک ترین فرشتگان و گرامی ترین آفریدگان و پسندیده ترین ثنا گویان ستوده اند
سپاسی که بر سپاس های دیگر برتری داشته باشد مانند برتری خودش بر همه آفریدگان
پس حمد و سپاس او راست در عوض آنچه داده بر ما و گذشته گان، به علمش حساب همه چیز را دارد

سپاسی که حد آن را انتها و عدد آن را شمارش و پایان آن را دسترس و مدت آن را تمامی نیست
سپاسی که فرمانبری است و عفو، سپاسی که خشنودی و بخشش است، سپاسی که راه بهشت است و پناه از عذاب، آسودگی ازخشم و ناهی گناه، سپاسی که پشت سپاس است و مددکار ثنا
سپاسی که با آن در بین دوستان و نیک بختانش کام روا گردیم و شهیر دوستی اش
که اوست یاری دهنده و ستوده شده

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :