شعری از شاپور جورکش

نویسنده : شاپور جورکش
تاریخ ارسال : بیست و نهم اسفند ماه ١٣٩۵



پیراهنی برای دخ. الف.


ﺣﺮﻑهات دوره ﻣﻲکنم. دوستان مرده دوﺭﻩت. زار برﻣﻲگردم. از دکان بازاری که. ﻳﻚﻻقبایی. قد بر تو ندارد. برزابلند! این آﺳﺘﻴﻦهای ﮔﺮﮒپوش. مخمل ناب ﻧﺎﺏاند. این داﻣﻨﻪهای دراز. ﭘﻠﻴﺴﻪچین.ﺩﺳﺖباف چشم باداﻣﻲهای نجیب چین یا ماچین. جیب ندارند. گرﻳﺒﺎﻥﮔﻴﺮت ﻣﻲکنند. تا خرخره. باروت ﺳﻤﺒﻪکوب. که پوﻟﻚهاش لک لک جاقرﺻﻲت. دﻛﻤﻪها ردیف. از صدف اصل. مادگی ندارند.بازارخودکفا. پیرﻫﻦهای قباشده. ﭘﻴﺶدوخت. ﭘﻴﺶساخته. خودبریده دالبرها. داﻝها خوددوخته. آل برده.

با خود حرف بزن دلارام. بازار شام غریبان. پیراهنی قد بر تو ندارد.

ﺭﻱرااا. با تو قوسی کمان ﻣﻲبندد. مدی با مداد ابروت. صاعقه. ﺑﺮﻗﺎب. ابر. با کشند مژگانت مردگان. دوستان. آمدگان. مو به موت تاتاران.
شاﻧﻪهات ﻣﻲرمبند. موج موج مردمکان.ﻣﻲرمند ابرها و. ﻣﻲبارند. زی را ‌ ﻗﻮﺱها آمادگی ندارند .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :