شعرهایی از ﻫﺮﻣﺰ ﺳﻌﺪاﻟﻬﻲ

نویسنده : ﻫﺮﻣﺰ ﺳﻌﺪاﻟﻬﻲ
تاریخ ارسال : بیستم اسفند ماه ١٣٩۵


1
 

من
روی این آتش ﻣﻲدَوَم
ﻣﻲدَوَم
ﻣﻲدَوَم

آهای
پنجه بزن بر زﺧﻤﻪی این ساز
بدَم در نقاره
بکوب بر دهل

ﭘﻨﺠﺮﻩای ﻣﻲخواهد باز شود
ﻣﻲخواهم بگویم
دوستش دارم
تا بیاید
و با هم رقص آتش را ابداع کنیم.
 
ما آغاز جنگ تحمیلی دو پیراهن هستیم...


2

 

عصر آغوش ﻛﻬﻨﻪی زنی دلتنگ است
که هیچ مردی
عاشقانه از راﻥهاش تشییع نشده
عصر
شاید همان حصر باشد
عصر شاید
باراﻧﻲست که ﻣﻲخواهد بیاید اما دلش گرفته
ومن
غروب همان عصر دلگیرم
روی تنت خواب رﻓﺘﻪام ﺳﺎﻝهاست
ای وطنم


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :