شعری از ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺭﺯاﻗﻲ

نویسنده : ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺭﺯاﻗﻲ
تاریخ ارسال : هفدهم اسفند ماه ١٣٩۵


(...)

دهانت به شرق
به آسمان، غرب
به خودماﻧﻲترین ﻟﺤﻆﻪی حاضر
به درون

دهانت به زمین
به موقعیت ِ متفاوت ِ معقولات به غیرش
دهانت به زمین ِ ﭘﺪﺭﻱام
وقتی ابر امروز
 زمان باریدن را یادش ﻧﻤﻲآورد....

دهانت به من
من
به دقیقن من
وقتی شرقِ زمینِ منی
و ﺗﻠﺦترینمی، زمان شیرﻳﻨﻲات
در بهترین زمان آرامش باد میان موقعیت زمین.

تصورِ تمرکز، که نه
به هیچ کجای معقولات پدرانم اندیشه
که هرگز نه
تو بوﺳﻪی اﻣﺎﻥ داﺩﻩای

تصویرِ اﻣﺎﻥیافته از باریدن تو بوسه است.
بوﺳﻪهایت باعث گرداندن زمین است
همان که زبانم را شرق کرده است
در خودماﻧﻲترین ﻟﺤﻆﺎﺕات.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :