شعرهایی از آفاق شوهانی

نویسنده : آفاق شوهانی
تاریخ ارسال : بیست و سوم بهمن ماه ١٣٩۵


یک :


نت‌هایی از باران
نخ‌هایی از سیگار
برای دیوانگی‌ام کافی‌ست
درها را ببند
گذشته را
و حال را فرش کن
پشت در بزن:
باران فروشی نیست

دو :


آب را فرستادم برای امسال
برای پرتقال‌های خشکیده
برای دوقلوهای به‌هم‌چسبیده‌ی نارنگی‌ات
و چند قطره آفتاب برای سیب‌های سرخ
برای سیب‌های زرد
گفتم بهار را بپوشند
از من آغاز شوند
از من برخیزند.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : حمید
آدرس اینترنتی : http://



آب را فرستادم برای امسال

عالی یه

ارسال شده توسط : ع. م
آدرس اینترنتی : http://

حرف زدن با شعر گفتن خیلی فرق داره. لا اقل برای منی که شعر میخونم. حرف های بزرگی در این شعر زده میشه ولی به اندازۀ این حرف ها شعر گفته نشده. دقیقا در همین نقطه اگر این حرف های بزرگ بتونند به شعر تبدیل بشن، اگر بتونن، خیلی اتفاقای بزرگی میافته.