یادداشتی بر "تابستان با برگ های برنده اش" اثری فرشته ساری
امیرحسین بریمانی

نویسنده : امیرحسین بریمانی
تاریخ ارسال : هفدهم بهمن ماه ١٣٩۵


یادداشتی بر "تابستان با برگ های برنده اش" اثری فرشته ساری
امیرحسین بریمانی

نزدیک ترین میان بر برای کارگذاری بیشترین جزییات ممکن در شخصیت پردازی، استفاده از فیگورها یا ژست هاست؛ بدین طریق که با ارجاع به خصلت های تیپیکال که عمده مخاطبان پنداشت های یکسانی (یا دست کم محدود تری) راجع بدان دارند، شبکه یی از دلالت ها را به متن ضمیمه می کنید! اشعار فرشته ساری را شاید بتوان بهترین بازنمایی ژستوالِ خیال پردازی های طبقه متوسط پس از انقلاب دانست. دراینجا مراد ما از دوران پس از انقلاب، نخستین نسل هایی از فرزندان انقلاب هستند که با پیشرفت تکنولوژی و حضور در دانشگاه ها، با گشودگی فضا در خارج از ایران آشناتر می شدند.
  تمسخر در شعرهای فرشته ساری ذاتی ست! بدان معنا که رویکرد تمسخرآمیز به موضوعات در شعر او درونی شده است. حال اگر بخواهیم از بار کلیشه یی جمله پیشین بکاهیم، باید این توضیحات را بیفزاییم که راوی شعرها هیچ تلاشی برای استهزا نمی کند و به طور کلی، رویداد طنزآمیزی (حتی از نوع سیاه آن) در شعر دیده نمی شود؛ و از طرفی دیگر هم اغراق مصنوعی در تمسخر او دیده نمی شود. به عنوان مثال در این شعر: "تلوزیون سیاه و سفیدِ خمیده ای بود/با چند کارتون/پس زمینه نوحه ای با حزن مسری/کوپن برزخ و روغن نباتی/گلودرد از سکوت و تکِ سیگار تیر و سپس بهمن/آزیر قرمز همراهِ اول بود/و حجله ها حجله ها حجله ها.../اندوه مجسم/لحظه ای تنهایت نمی گذاشت سر هر کوی و برزن/تلوزیون سیاه و سفیدی بود با نوحه و نهی/دورِ گام های جوانی/فرقی نمی کرد حتا اگر خاموش بود..." اغراقی در تلوزیون دیده نمی شود و کارکرد او هیچ دست نخورده ست و حتی در سطر آخر که بیشترین بار تمسخرآمیز این شعر را ایجاد کرده نیز صرفن یک تمایل شخصی راوی گفته شده و تعمیمی در آن به چشم نمی خورد که شاید از دلایل این امر بتوان به شیوه به کارگیری افعال در آن دانست که باعث کاهش از بار منفی و سلبی این سطر شده است. علاوه بر این، دو عامل دیگر باعث پوشیدگی تمسخر در دیگر اشعار او شده ند: اولی سانسور بوده و دومی که مستقل از اولی عمل می کند، فقدان وضعیت ایده آل در جهان بینی راوی است. البته نمی توان عامل اول را به این راحتی ها زیر پوشش عامل دوم فرو داد حتی اگر برای این کتاب فرشته ساری هیچ اصلاحیه یی هم نیامده باشد! اما فقدان وضعیت ایده آل، برآمده از تاکید راوی بر تکرارزدگی و روزمره شدگی جهان پیرامون و به طورکلی سوژه زدایی از انسان در جهان معاصر است : دیروز فراموش کرد روز را/ یادش باشد امروز/روز را دوبرابر نکند".
  براهنی در مقاله یی نوشته است:  "این عمق را خانم ساری از راه دقت در طبیعت ، ارتباط ساختاری آن با ساختار درون انسان ، و دقت در عاطفه ای که این دو را در کوتاهترین شکل به هم مربوط می کند ، به دست آورده است". دراینجا احتمالن منظور براهنی از "طبیعت"، هرچیز غیرانسانی در پیرامون انسان بوده است. شعر فرشته ساری برای ارجاع به محیط پیرامونی انسان، صرفن به درخت و گیاهان ارجاع نمی دهد بلکه ابژه هایی که در تجربه زیسته و همچنین در خیال پردازی های امروزه طبقه متوسط شهرنشین دیده می شود را به میان می آورد. حال در اشعار قدیمی تر او، این تجربه زیسته شامل نمودهای جنگ در تهران (بمباران و غیره) بود و حالا در این کتاب او، تخیل پردازی های او راجع به "ذرات نوترینو" نفوذ یافته است. نسل تحصیل کرده پس از انقلاب، خیال پردازی های خاص خود را دارد: ذره های درهم برهم تنیده/شکلِ یک از بیست ثابت جهانی:/ای مساوی ام سی دو/". به عنوان نکته یی دیگر می توان به تکرار مضمون روزمرگی در این کتاب او اشاره کرد که بازتاییدی بر ادعای این یادداشت بر کیستی راوی اشعار این مجموعه است: کدام صبح است این خاکستر/برخاسته ای/در آینه/بی تصویری".

امید که در مجالی فراخ تر، کمی بیشتر راجع به اشعار ساری بنویسم.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :