شعری از نسرین جافری

نویسنده : نسرین جافری
تاریخ ارسال : بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵


به چیزی اضافه ام نکن
حتی به دورِ کُندِ میکروفونی در گلوی این چکاوک
که خورشید بدون هیچ مبالغه ای
پای بیانش را امضا می کند
- برای حروفچینیِ دوباره

فقط بگذار
در فضای درکِ جمعیِ این قوم
ساده تر بمیرم
مثلِ همین نهال
که خاکِ دلش زیر سایه صفر
شبیهِ چهار رنگِ چخماق
می خندد و پیرتر می شود .
از بخشش و گناه چیزی نمی دانم
فقط بغلتانم میانِ رنگی که از تقدس و تقدیر
 گریزان است
به عکس این دو خطِ ایستا
این خردِ تحمیل شده به سیبی
که هرگاه سقوط می کند
پشتِ هر پدیده
شرم آورترین فضیلت را
به خود نسبت می دهد
تو مثل من نباش عزیزم !
در هر آکادمی که دلت می خواهد
ثبت نام کن
و زیرِ درختِ بادامی که
سبزترین سایه اش را از خود تکانده است
یک مجسمه بساز
که دائم الخمر نباشد
و از ذهنش همه ی صورت ها را پاک کن
بدونِ سانسور
فقط یک درامِ کهنه کافیست .
اُپرای عمومی تعطیل است
این کاملاً بدیهی است
دقت کن !
پاریس چیزِ دیگری ست عزیزم!



📚 کتابشناسی زنده یاد نسرین جافری:
🔸زخم سایه و بید ، 1369
🔸رملِ هندسی آفتابگردان ، نشر دارینوش ، 1375
🔸نیمی از مرا کشته اند ، نشر دارینوش ، 1379
🔸به سمت هرگز به سوی هیچ ، نشر دارینوش ، 1382

◼️بخش : قلمرو شعر
به انتخاب میثم ریاحی


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :