شعری از ابوذر افشنگ

نویسنده : ابوذر افشنگ
تاریخ ارسال : هجدهم دی ماه ١٣٩۵


اوقات من به تلخی فنجان قهوه ام
در پشت مرزهای جهانی جدیدتر
دنبال رد تازه تری از توام ولی
تنها تر از همیشه و هی ناپدیدتر
اتریش توی نقشه پر از مه بدون تو
آلمان و دود و بسته ی سیگارهای من
می بینمت به شکل تمامن فرانسوی
گاهی شبیه یک زن تنها ته ترن
هر لحظه توی نقشه به یک شکل می شوی
گاهی به شکل کوچ هزاران مهاجری
مثل غم همیشه ی پایانه ی جنوب
 دلتنگی همیشه ی قلب مسافری
سلول انفرادی من شهر کوچکی است
شهری که خاطرات تو را حفظ کرده است
هر ساعت از غروب و من و تو که نیستی
فیلمی همیشگیست که بر روی پرده است


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :