نگاهی به منظومه ی ( ای تاریخ ما را به یاد داشته باش )
اثر هوشنگ با دیه نشین
فرناز جعفرزادگان

نویسنده : فرناز جعفرزادگان
تاریخ ارسال : پانزدهم دی ماه ١٣٩۵



نگاهی به منظومه ی  ( ای تاریخ ما را به یاد داشته باش )
اثر هوشنگ با دیه نشین

فرناز جعفرزادگان


" صدای برخورد سایه های غم و اندوه "

هوشنگ بادیه نشین (یگانیان ) متولد 1314   وفات  1358

بادیه نشین در زمان خود بسیار پیشرو تر از شاعران هم نسل خود بوده است و به عبارتی شعرهایش ، زبان کلیشه ها نبود . ترکیب سازی ها ، ساختار و فضای متفاوت شعرهای بادیه نشین همراه با الحان درونی شعر و تصویر سازیهای بکر و تلفیق آن با طبیعت و زندگی مدرنیته ی شهری وجه تمایز سروده های این شاعر است .
نوع نوشتار و کاربرد آوا ها و موسیقی در شعرهای این شاعر قالب و زبانی خاص را به خود اختصاص داده است . شاعر با بکار گیری اسطوره در شعرهایش ، نگاه وفضایی  جدید برای تاثیر پذیری شاعران هم نسل خود در دهه ی سی و دهه ی چهل ، ایجاد می کند  و با سرودن شعرهایی با آرایه های ادبی و زبانی مختص خود و تصویرهایی با رمزهای استعاری ، مخاطب را به تفکر وا می دارد و ما را به سمت معبد کلمه و اشراقی باورمابانه نیزمی کشاند .
در بین آثار بادیه نشین به منظومه ی ( ای تاریخ ما را به یاد داشته باش ) که در دی ماه 1337 سروده شده  بر می خوریم منظومه ای پر از شاعرانگی و تبلور کلمه که شاعر می کوشد درک ما را از جهان دیگر گون کند . و به نوعی ما را با تصاویر دراماتیک آشنا سازد .در این مجموعه  نوعی حزن و اندوه در نگاه شاعر می بینیم که با حسرت گویی  برپایه ی تقابل طبیعت ،  فرهنگ و تاریخ نوشته شده است

با هم بندهایی از  این منظومه  را می خوانیم :

راضی نبودیم دیده بر مرداب سیاه بگشاییم
اما دستی بود که چون تکه ای سنگ ما را در اعماق این
           جهان ظلمانی رها کرد
ای تاریخ در ظلمت آب ها ، هر چه دیدم سیاهی بود و تنهایی

در ابتدای شعر ، اعتقاد شاعر  به جبر و جبری بودن زندگی و تلخ و تار بودن آن را به وضوح می بینیم .
با خواندن این سطرها به فضای سیال کلماتی می رسیم که ذهن را درگیر زمان و مصائب تاریخ می نماید .

ای تاریخ روی خزه ها و علف های آبی ، چون کرم ها زیستیم ...
........
با دست های تهی قصرهای اندیشه هامان را ساختیم
ای تاریخ ، حفره های پنجره های قصرهامان را هرگز
نوری آرایش نکرد

شاعر بوسیله ی تنالیته ی کلامی و واج آرایی (ی) و با استفاده از تشبیه و البته ادات تشبیه (چون ) که امروزه کاربردی در ادبیات مدرن ندارد ، استمرار و همچنین گذر زمان را نشان می دهد و با تصویر سازی های بکر و خلاقانه ما را با عمق درد بشری نسبت به هستی و نیستی در جهان به تفکر وا می دارد .

ای تاریخ تک درختی بیمار در پهنه ی کویری خشک چگونه است ؟
تک درختی بودیم که آسمانمان سایه ی بال های پیر لاشخوران بود
نه مروارید های باران ، نه طلاهای خورشید ، نه فیروزه های آسمان
تنها بر سرمان تگرگ هایی از وحشت و هراس بارید

در برخی از بندهای این منظومه رگه هایی از عرفان و فلسفه به همراه سوال های پی در پی که گاهی بر منطق نثر نیز استوار است ، برمی خوریم که ذهن  مخاطب را به آن سوی نمی دانم ها پرت می کند

ای تاریخ ما فقیر بودیم ، اما روحمان از ملکوت بود
...  ............
..........
ای تاریخ زندگی هزاران مرگ است و مرگ یک مرگ .............

بادیه نشین از معدود کسانی بودکه با بکار گیری اسطوره ها در این منظومه طرح نویی را در ادبیات نوین دهه ی سی  آفرید

ای تاریخ ما را به یاد داشته باش ، ما آگاممنون را به یاد داشتیم
و هزاران ایفی ژنی را چون میوه های ستارگان
قربانی خدای شعر کردیم

استفاده از اسطوره های یونانی ( آگاممنون ) پادشاه ، و دختر زیبارویش( ایفی ژنی )،     [ ( آگاممنون به علت جاه طلبی سیاسی می خواست دخترش را به دستور آرتیمس قربانی نماید . اما آرتیمس به رحم آمده و دختر را ربود و آهویی جایگزین این قربانی کرد و. ..........)]
می بینیم که بادیه نشین چگونه این اسطوره ها را در شعر بکار گرفته و رشته ی اتصال کلمات را دردست گرفته است .  و علاوه بر آوردن نام اساطیر از هنرمندانی مانند ون گوگ و  همچنین از وقایع تاریخی که در طول اعصار اتفاق افتاده همچون اسیران بابل وبارگاه نبوکد نصر،   ناپلئون و ... یاد آور می شود .  که نوعی بغض و درد بشری را در آن می بینیم و درد های اجتماع و رنج بشر را در نوعی نگاه   حسرت - حیرتی ، به ما نشان می دهد

ای تاریخ ، وان گوک - زمان را سر برید - و این اتفاق دشنام رنگ
بسان شعله های تخت جمشید - تا اعماق پر تمدن محتشمان نفوذ کرد  .
................
قطارهایی می گذشتند که ما چون سگان گرسنه
به دنبال کوپه ها و چرخ هاشان می دویدیم
....
کالا های قطارها ، در ایستگاهها ای تاریخ ، می دانی چه بود
.......
.......
اما ای تاریخ پیامبری جز قحطی - گرسنگی ظهور نکرد
ای تاریخ ما را به یاد داشته باش
..  
....
ما را ای تاریخ هر صبحدمان زود - به کجا می برند ؟
....
تاریخ ! مقصود از هستی چه بود ؟ آیا خدا پس از خلقت جهان پشیمان نشد ؟

در این منظومه به نوعی یآس فلسفی و پوچی و عبث بودن زندگی و توصیفی از زندگی محقر و خالی از شور و نشاط در میان تاریکی  از دید شاعر به وفور برمی خوریم و این که بی اختیار حیرتی بر شاعر مستولی شده و یک دسته سوال ،  ذهن را می کاود.

چشم های ما از چه رو ماورای طبیعت را جستجو می کرد ؟
......
چشم خورشیدها در آب ها کور بود - و اندرون مرداب های تاریک را حواسمان می شکافت و فکرمان می کاوید .

بادیه نشین با بکار گیری
پرسونیفیکشین و تصویر سازیهای زیبا که گویی نوعی نقاشی کلمات است تشخصی عمیق به واژه ها می بخشد و تخیل مخاطب را به آنسوی هستی می کشاند و این شخصیت بخشی و استفاده از بیان استعاری از دیدگاه هنری و زبانی قابل توجه هستند

آینده ! آینده ! دریای آرام شفاف
چون گربه ی موذی در آفتاب آرمیده بود و
خمیازه می کشید
......
....
خنده ی طبیعت مسخره بود وگرنه روستاها می خندیدند
.....
در کل بادیه نشین با بکارگیری اسطوره هایی مانند پرومته و ... و تلمیح داستان و آوردن اساطیر تاریخی و دینی مانند ایوب و عیسی و اسکندر و زال و ...کلمات و شعر را به هم پیوند می دهد . پوچی ، جبر و هیچ انگاری درشعر را به تصویر می کشد وبا چینش کلمات و بکار گیری آرایه ها که از دیدگاه ادبی و اندیشگانی نیز در خور توجه است  منظومه ای دقیق و روشن از موقعیت های اجتماعی و تاریخی می سازد  که نوعی مسخ ارزشهای انسانی و نا امیدی را در بر می گیرد در این منظومه گاهی به تصاویر دراماتیک و ماندگار در ذهن بر می خوریم که به صورت تک گویی در زبان شاعر اتفاق افتاده است  ودر اوخر این منظومه به قطعه ای دراماتیک بر می خوریم که از زبان گذشته و آینده سخن به میان می آید

گذشته وآینده : دو کرکس محیل خلقت
از اجساد سردمان دور نشدند و آن گاه سال ها گذشت
هنوز منقارشان را بر صخره های جسممان فرو می بردند
و قلب ما ، تاریخ چون قلب پرومته در صلب صخره ها مدفون می شد
ای تاریخ ، ما را به یاد داشته باش

در این منظومه ادبیات ،فلسفه، مذهب ، تاریخ و اسطوره و به طور کلی درک آن ها از جهان به گونه ای جدایی ناپذیر با ایده ی شعر در هم تنیده شده است و دغدغه ی گفتار و  ثبات متن با نوشتار در تکثر نیز پیوند دارد
در پایان بند آخر شعر را که در اوایل منظومه نیز تقریبا به همین گونه از سوی شاعر به صورت تاکیدی تکرار شده است را با هم می خوانیم

آری ای تاریخ ما چنان زیستیم که جغدی سال ها در ویرانه ای غمناک
آری ، ای تاریخ ما آن چنان زیستیم که امپراطوران مسلول در
تبعید گاه های گمنام
ای تاریخ ما را به یاد داشته باش !

 

هوشنگ بادیه نشین
 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : حسین بهاالدینی
آدرس اینترنتی : http://

سپاس ها از نقد زیبای بانوجعفرزادگان عزیز...