شعری از اﻛﺒﺮ ﻗﻨﺎﻋﺖﺯاﺩﻩ

نویسنده : اﻛﺒﺮ ﻗﻨﺎﻋﺖﺯاﺩﻩ
تاریخ ارسال : پنجم دی ماه ١٣٩۵


پرﺩﻩی اول
بیرون زده بود
از فکرهای نرﺩﻩکشیده
بیرون زده بود
آب مرده - مرداب متلاطم
فاﻧﻮﺱهای لاﻧﻪزنبوری
پرده پرده - مشبک
به سقف آویزان
دو سرباز منظم اشکانی
در تلاطم آب
ناخدا در خواب و او در تاب بود
خانه چون کشتی به روی آب بود
پرده دوم
شکار مرغابی در مرداب
دامنی از تاﻓﺘﻪی قرمز
با ﭼﻴﻦهای کوچک و براق
هر وقت کلاه جدیدی سرش ﻣﻲگذاشت
به گذشته برﻣﻲگشت
گذشته تنها رویائی بود
که حقیقت داشت
پرده سوم
برشاﻧﻪهای گل اندام
گاوی وقیح و دریده چشم
با ﺷﺎﺥهای خمیده
از پله بالا ﻣﻲرفت
پشت سرش
سر برﻳﺪﻩی ارژنگ دیو در چنگ رستم دستان
از ترس
به خودش ترسیده بود
پرﺩﻩهای ترمه قلمکار
آویخته روی پیش بخاری
یادگاری پارسال بود
سال نو
ﮔﻞاندام قسمت جعفری شد


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :