شعری از
آفاق شوهانی

نویسنده : آفاق شوهانی
تاریخ ارسال : بیست و هفتم آذر ماه ١٣٩۵


شاید دلفینی باشد در دوردست
روز را تکه تکه می‌کند
می‌توانی پشت به دیوار
انگار بر کنارِ ساحل
اسب آبی‌ات را تا ابرها برانی

عکسی که دیوار را کنار می‌زند
دری که بی‌دیوار می‌خندد
و دایره‌یی که دلفینی از آن می‌گذرد
خونِ بانشاطِ دریا
ساحلِ ناپیدا
من! همان قایقی که می‌خواستی
می‌خواهم با دلفین‌ها تا چند دقیقه‌ی دیگر
از ابرها فروپاشیده باشم
و ماهی‌ها بر گوشتِ تازه‌ام
سفره انداخته باشند
من! که پشت به دیوار
روز را تکه تکه می‌کشم بر ساحل


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :