مراوده تئوریک
علی عرفانی

نویسنده : علی عرفانی
تاریخ ارسال : بیست و پنجم آذر ماه ١٣٩۵


مراوده تئوریک

گفتمان های ِ قدرت همراه دو رویکرد اصلی را نسبت به مباحث تئوریک ، در دهکده ی جهانی اتخاذ می کند:
1. اغلب  برای همسو کردن نظریه ها با خود، از سمت دولت ها، "شستوشوی نظری" برای به نفع خود سازی آن و استفاده برای توجیه  گفتمان قدرت و حاکمیت استفاده می شود، استفاده ای که محکوم به غیر شفاف بودن خواهد بود، و بعلاوه سازوکار دولتی در این مسیر، سعی در بدست آوری و کسب امتیازهای لازم برای امتداد حضوری و یا به زبان ساده تر کسب زمان بیشتر بقاء وعقب انداختن تاریخ انقضای خود را نیز لحاظ می کند، که البته این مهم در گرو داشتن اشتراک های بیشتر و تناقض های کمتر با تئوری مطرحه است، زیرا در این نوع برخورد نه تنها خود را به ظاهر همراه با تئوری های روز نشان داده، بلکه در عمل آنچه از مباحث تئوریک  روز را که احتمالن در نقطه ای یا نقاطی با آن ها دچار روبرویی می شود را خنثی کرده و از شر ِ احتمالی آن خود را به نوعی واکسینه خواهد کرد. یعنی آنچه از اشتراک ها است را در سطح و ویترین نمایشی خود نگاه داشته و آنچه از تناقض ها را در عمق کشیده و پاک سازی می کند، اما این شستوشو هرگز بدون هزینه نیست. و در مدل معکوس آن، دولت ها خود را با نظریه ها همسو کرده و با این حربه تلاش برای پیدا کردن نمود جهانی در بدست آوری مقام پیشروترین یا دست کم پیشرو بودن می کنند، در این حالت احتیاج به "کژخوانی نطری" مبرم است، چرا که در خوانش  صحیح مجبور به اقرار موضع غیر دموکراتیک  بودن نظری خود هستند.

پر واضح است که در هر دوحالت ِ همسو کردن نظریه با خود و شستوشوی آن، و یا کژخوانی آن و همسو کردن خود با نظریه، دچار "چالش  نظری" و "اصطلاک تئوریک " می شوند و نهایتن این قسمت هایی از نظریه است که در روند پرداخت آن ها به این دانش بر بدنه ی کاربردی شان اعمال خواهد شد.

2. رویکرد دوم که هزینه ی بیشتری به لحاظ نظری برای شاکله ی گفتمان دولت ها دارد، روبرویی و برخورد مستقیم با مباحث تئوریکی ست که هیچ جایی برای شستوشو و اشتراک سازی بین خود و هیچ جایگاهی از حکومت ها را در خود نگذاشته است، مباحث تئوریک  "چپ رادیکال " اغلب از این دست هستند، و از حیث رادیکال بودن خود، تنها راه حل استراژیک از سمت گفتمان قدرت را در رادیکالیسم خود تعیین می کنند، یعنی در این "مقابله نظری"، "پایگاه قدرت" از پیش مورد هدف قرار گرفته است، لذا پایگاه قدرت تنها شیوه ی برخوردی را اتخاذ می کند که برای او "دانش نظری" از پیش لحاظ کرده است، و در عین حال، ار آن رو که مورد "هدف نظری" ست، وارد مبارزه نشدن نیز مساوی با شکست بازی برای اوست،پس در نهایت برخورد دفاعی-حذفی تنها پلن استراتژیک موجود تلقی خواهد شد، هیچ دولتی از این نبرد در امان نخواهد بود، و در کنار آن،  در گفتمان جهانی هر دولتی موظف است، سویه و موضع خود را آشکار و در پس آن موضع با کشور های هم سو یا غیر همسوی خود را وارد دیالوگ یا دیالکتیک تئوریک شود، لذا بر طبق این تعریف گفتمان برتر حق نادیده گیری این کارناوال تئوریک را به منظور عدم اتخاذ مواضع روشن را نخواهد داشت، در نتیجه از این حیث است که گزینه ای به نام " فرار نظری" در اختیار هیچ دولتی در دهکده جهانی نخواهد بود، آنچه که آشکار است این است که در قرن بیست و یکم و شتاب بی اندازه در رشد علوم و دانش های مطرحه، هیچ کشوری فرصت مدام ِ شستوشو یا کژ خوانی نظری را در اختیار نخواهد داشت، و انطباق پذیری و یا قدرت انعطاف دولت ها باطل خواهد شد، و از این رو احتمال برخورد گزینه ی اول را برای آن ها کاهش خواهد داد، و دولت ها را به سوی پذیرش یا رد گزینه های تئوریک، در برخورد های کلان سوق خواهد داد،این وضعیت موجود نه تنها وضعیتی بحرانی نیست، بلکه ابزار چند موضعی بودن دولت ها یا اتخاذ مواضع سیال در برابر باقی دولت ها را از آن ها سلب کرده و آن ها را وارد دالان شفاف و "زیستی آکواریومی" می کند.

در کشور هایی که ضد مباحث روز تئوریک فندانسیون حکومت خود را بنا کرده اند، یا این که این مباحث در منافع روز آن ها ایجاد خلل می کند، تضاد منافع حکومتی-دولتی با مبا حث نظری رخ می دهد، حاصل این تضاد عمومی ورود به میدان مبارزه مبارزه با دانش نظری خواهد بود، و ورود به مبارزه یعنی ساخت رسانه های ِ دولتی، از این روست که دولت اغلب در همان ابتدا دست بکار ساخت پایگاه های مطبوعاتی و وابسته به این دانش می شود، و چون رسانه های متصل به خود را به عنوان ابزار اصلی توجیه کننده ی قدرت خود می دانند، و با توجه به دو مورد توضیح داده شده، با پیش فرض همراه سازی یا حذف دانش های ِ مخالف، مؤلفه ها و پارامترهای ِ رسانه ای خود را انتخاب و اتخاذ می کند، با این حساب تکلیف این رویارویی از پیش همواره آشکار بوده است، در هر دو حالت مهم که ذکر شد، "نفی" سرلوحه ی تمام رویکرد های نظری شاکله ی قدرت هاست. و پر واضح است که در هر نفی، دولت ها امتیازی از خود را از دست می دهند، و از دست دادن امتیاز ها مساوی با کاهش قدرت توجیه کننده ی حضوری آن هاست. و نکته ی تلخ این است که این بازی اجباری ست، و هر نوع برخوردی که در راساتای مقابله با مباحث تئوریک ِ روز، چه به صورت مستقیم، و چه به صورت غیر مستقیم، از ناحیه دولت ها اتخاذ  شود، تکه ای از قدرت آن ها را خواهد گرفت، در این میان، دولت هایی که تولید دانش  نظری منحصر یا عمومی می کنند، آن تکه  های پازل از دست رفته را به خود باز می گردانند، اما شتاب جهانی تولید دانش های نظاری در قرن   بیست و یک  آن چنان بالاست، که بعید به نظر می رسد هیچ دولتی به صورت انفرادی از عهده ی آن برآید. لذا "مرواده ی تئوریک " می تواند راهی در حل این معمای هزاتو باشد. معمای هزار توی دانش  نظری و آثار آن بر دولت ها.              


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :