شعری از پرویز کریمی

نویسنده : پرویز کریمی
تاریخ ارسال : نهم آذر ماه ١٣٩۵


شبچراغ

حریم تشنه ی بستر در انتظار تنت بود
به سر،به شیوه ی هر شب،هوای داشتنت بود
سکوت ثانیه ها را صدای مرتعشی کشت
صدای سکسکه ی در، صدای آمدنت بود
برهنه آمده بودی، ولی برهنگی من
نیازمند دمامدم برهنه تر شدنت بود
چه التهاب غریبی که وقت بال گشودن
میان آه سبک تر از آه یاسمنت بود
رگان آینه ها را پر از لهیب هوس کرد
سخاوتی که در آیین دلفرفتنت بود
به واژه های فریبا تو را فریب ندادم
زلالی غزلم عین چشمه های تنت بود 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :