"پاپوش" ناتالی کوئینتان /ترجمه علیرضا بهنام
امیر حسین بریمانی

نویسنده : امیر حسین بریمانی
تاریخ ارسال : دوم آذر ماه ١٣٩۵


"پاپوش" نوشته‎ی ناتالی کوئینتان
ترجمه علیرضا بهنام

انتشارات نصیرا  / سال 1395

- امیرحسین بریمانی :
تنها چیزی که ناتالی کوئینتان را برای ما جذاب می سازد، فاصله مناسب گزین گویه های او با رویکردهای روان و پدیدارشناسانه است. درواقع چیزی که نوشتار او را نوشتاری ادبیاتی می سازد، این است که نوشته او در هیچ قالب دیگری نمی گنجد! ادبیت اشعار کوئینتان، خلاصه کردن وضعیت های روزمره در یک وضعیت مینیمال است. البته مراد ما از "مینیمال"، خلاصه ای از یک خلاصه کردن یک وضعیت چند وجهی در یک متن ادبی است. در این حالت، متن، الزاما مهم ترین نشانه های وضعیت را در بر نمی گیرد بلکه نشانگان حاضر در هر گزین گویه، بر اساس رفتارهای عاطفی ذهن گزینش شده است. درواقع آن چیزی که ناتالی کوئینتان را یک فرانسویِ قرن بیست و یکمی می سازد، ادغام وضعیت های بی اهمیت روزمره با عواطف هیجانی راوی است؛ از همان نوع اتفاقاتی که در فیلم های برادران داردن می بینیم: شکل دهی یک درام ساده و پیشبرد آن بر اساس پردازش نیمه اغراق گون هیجانات شخصیت ها. که نمونه ی دست دوم آن، در فیلم اخیر فرهادی قابل مشاهده است. شعر کوئینتان، حتی بخش های فانتاستیک شعر ساده هانری مشونیک را نیز ندارد و به طور کلی، از پتانسیل های فانتزی ادبیات بهره ای نمی برد. بدین دلیل، مخاطب در حین خوانش اشعار کوئینتان، همواره از خود می پرسد: آیا چیزی که می خوانم، مصداقی از ادبیات است؟!


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :