یادداشتی بر «زنی دور از خاورمیانه ای نزدیک»
اثری از پروین سلاجقه
امیرحسین بریمانی

نویسنده : امیرحسین بریمانی
تاریخ ارسال : بیست و نهم مهر ماه ١٣٩۵


یادداشتی بر «زنی دور از خاورمیانه ای نزدیک»

اثری از پروین سلاجقه

- امیرحسین بریمانی :
  پروین سلاجقه، منتقد، شاعر و داستان نویس در سال 1340 در شهر بافت از توابع كرمان به دنیا آمد و تا سن 13 سالگی در آن‌جا زندگی كرد. پس از آن به كرمان رفت و تا 18 سالگی در آن شهر ماند. در سال 1365 در مقطع كارشناسی در رشته ادبیات فارسی وارد دانشگاه تربیت معلم شد و در سال 1374 تا 1376 دوره كارشناسی ارشد را در همان رشته در دانشگاه آزاد اسلامی گذراند. وی در سال 1380 مدرك دکتری خود را در رشته ادبیات فارسی اخذ کرد و سپس در دانشگاه‌های مختلف مشغول به تدریس شد. تاکنون کتاب‌های «نقد نوین در حوزه شعر»، «امیرزاده کاشی‌ها» و «به مردن عادت نمی‌کنم» از وی منتشر شده و مجموعه شعر «زنی دور از خاورمیانه ای نزدیک»  نیز تازه ترین اثر اوست که توسط انتشارات مروارید در اردیبهشت 94 به بازار کتاب روانه گشته است. پیش از هرچیز اقتدارگرایی بی واسطه شاعر در این مجموعه به چشم می خورد. رویکرد فمینیستی، واسطه ای میان شاعر و شعریت زنانه او بوجود نیاورده و نوعی اقتدار ژستوال و کاذب در اشعار به چشم نمی خورد، بلکه حقیقتی زنانه در میان است که از راه اغراق، خود را به شعریت می رساند : "پای چشم های تو که در میان باشد،/من،/طالبانی ترین شهروند این سرزمینم." برخلاف نظر شاعر، بجز دو شعرِ "هنوز" و "این روزها"، مضمون اجتماعی در این مجموعه شعر به چشم نمی خورد و به طور کلی محوریت این کتاب بر پایه رویکردی اجتماعی نیست. به زعم نگارنده حتی در این دو شعر نیز پای مضمونی تماما اجتماعی در کار نیست، چرا که شاعر به محتوای قابل تعمیم و جهانی تری اشاره می کند والبته که اجتماعی نبودن از ارزش شعر نخواهد کاست. نقادی در شعر معاصر باید پذیرای مضامین مختلف باشد و انعطاف بیشتری نسبت به انواع رویکردها در محتوا نشان دهد. اما پروین سلاجقه به خوبی ردپای جغرافیای زیستی خود را در شعر متجلی کرده و به عنوان مثال در "طالبانی ترین شهروند" ، برای توصیف از "طالبان" استفاده می کند. اما می باید در نظر داشت کارکرد این واژه در شعر مذکور، نوعی ارجاع دقیق به امرواقع برای نقادی عصر معاصر نیست. بلکه رمزگذاری ای برای مخاطب است و در این شیوه ارجاع به امرواقع، شاعر کمتر نقشی در شکل دادن به شعریت مضمون خود دارد، چرا که از ذخیره اطلاعاتی مخاطب استفاده می کند و عملا از بازشناسی و ریزبینی در پیرامون خود وا می ماند.

امیرحسین بریمانی سطور قبلی برای رد برچسب گذاری این مجموعه شعر تحت عناوینی چون اجتماعی و سیاسی و غیره است و نه ارزش گذاری بر کتاب.شعر "دیوانگی" ترسیم دو وضعیت ذهنی ست که در پایان، از اندوخته شعر خود (در وضعیت اول) به عنوان نظامی خودبسنده استفاده می کند تا وضعیت دیگری را پدید آورد و جهان سوبژکتیو را به دو قطب حقیقی و درونی شده تقسیم بندی کند. جهان عینی به دو قسم باریدن و نباریدن باران امکان وجودیت یافته، و تاثیرات و بازخوردهای آن بر کالبد راوی بازگو می شود. پروین سلاجقه در مابقی اشعار این مجموعه، از افراطی گری در ذهنیت مندی پرهیز می کند و رابطه دوسویه میان راوی و جهان را تحت پوشش قرار می دهد. ابژه ای انسانی از جهان، در شعر "دانه های تو" حضور یافته و این بار معشوق یا "تو"یِ شعر بر راوی تاثیرگذار است. سلاجقه به شکلی شاعرانه، تاثیرپذیری راوی شعرش را از معشوق، و طبیعت گرایی رمانتیک خود را در بازخوردهای راوی نشان می دهد : "این روزها/بجای هر حرفی،/درختی از دهانم به بیرون پرتاب می شود" همین رویکرد در شعر "شباهت" نیز به چشم می خورد. این بار رابطه میان مادر و راوی به واسطه طبیعت محک می خورد و دوری راوی از مادر، با ریزبینی پروین سلاجقه، به وزوز زنبوری در باغچه ای دور و آشنا، تشبیه می شود. مثلثِ راوی، طبیعت و سوژه انسانی به کرات در این مجموعه استفاده شده و می توان گفت به عنوان تکنیک سلاجقه در به شعریت رساندن، مورد استفاده قرار می گیرد. اما در هر شعر نوع دیگری از توازن یا برهم ریختگی توازن در این مثلث ترسیم می شود : "پاییز می آید/رنگ ها طغیان می کنند/تو می آیی/رنگ ها آرام می گیرند" که البته در شعر اخیر، مینیمالیسم دستمالی شده و کلیشه ای به کار رفته که فاقد ارزش شعری ماندگار است. در پایان می توان به مصداق های اقتدارگرایی زنانه در این مجموعه شعر اشاره کرد. راوی در شعری خود را به عنوان آناهیتای اسطوره ای معرفی می کند، در شعری دیگر به معشوقه می گوید "نمی توانی به دستم آوری" یا در جایی خود را فرمانروای سپاه واژه ها می شناسد و غیره. از نکات قابل توجه "زنی دور از خاورمیانه ای نزدیک" می توان به شعری اشاره کرد که سلاجقه نسبت به ناکافی بودگی شعرش از بیان تمایلات و خواسته های شاعرانه خود، تردید می کند و نهایتا در شعر "آن گاه" تصمیم می گیرد تا بخش اعظمی از شعر را بیان نکند. شعر مذکور با چند نقطه آغاز می شود و نخستین واژه آن "و آن گاه" است. برشی از حقیقتی شاعرانه که از تردید سلاجقه از پتانسیل های شعری خود حکایت می کند.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :