شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ

نویسنده : ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
تاریخ ارسال : دهم شهریور ماه ١٣٩۵


صدای به تنهایی


همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند
آویزان از دیوار
عبور این همه صدای به تنهایی
و گذشتن از مرز گرگ و میش همراه تک ستاره ای که زندانیست
همیشه ترس من از بیهوده همراه شدن است
بیهوده شدن
و دیواری که از آن آویزانم
که تاب این همه را نداشته باشد

وقتی صدا از دوردست می پیچد
فضاست که فرو می رود در هم
تنهای هزاران تکه پاره از قوس هایش می زند بیرون

صدا به صدا نمی رسد
همیشه ترس من از صدا در پیچ و خم های سکوت
از دویدنی است در پی تن های به تنهایی
و همیشه این ترس شبیه ستاره ای زندانی
از درزهای دیوار به گوش می رسد

همهمه است
در شبی به وسعت دنیا
تصویرها رژه می روند در خم فضاهای به ناچار
تن ها می دوند اریب در عمق خیابان
آویزان از دیوار
تن های تکه پاره در من فرو می روند
فرود می آیند
و بن بست بی صدا
هنوز صدایم می کند

تصویرهای بی امان با فضاهای فرو رونده در هم
در دوردست
و همین نزدیکی دیوار من است
با منی آویزان
در بین این همه صدای به تنهایی

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :