شعرهایی از مریم اسحاقی

نویسنده : مریم اسحاقی
تاریخ ارسال : سوم تیر ماه ١٣٩۵


1
 

نه تقویم شمسی
نه بوی لباس عید
نه شکوﻓﻪی هلو
ربطی به آمدن بهار ندارند
بهار
هر ﻧﻴﻤﻪشب با صدای تو ﻣﻲآید
صدای تو ﻧﻤﻲخوابد
صدای سرخ تو مرا مچاله ﻣﻲکند
بخوان پرﻧﺪﻩی کاردینال من!
ﻣﻲخواهم شکوفه دهم
یا ﻣﺤﻮﻝ الحول!
حول حال دریا به آرامش
حول حال البرز به آرامش
یا مدﺑﺮ النهار!
چراغ کلمه را روشن کن
سال نوی من شروع شود.
بیا بهار
بیا تا فرصت ماهی زیر پوستم
تا ﻧﻘﻂﻪی آهوانگی در ﺭﮒهایم
تا تاج شکوفه
ﻣﻲخواهم هر شب یک بهار به عقب برگردم
ﺳﻦام را به شاﺧﻪهای انار بیاویزم.
بخوان پرﻧﺪﻩی کاردینال من
چراغ کلمه را روشن کن
ﻛﻠﻤﻪها را در دهانم ذوب کن

2

 

الکل بریزم روی خاطر تو
فراموش کنم تمایل برگینگی
شمعداﻧﻲشوندگی
الکل بریزم روی ﺭﮒهای تو
- الکل که پاک کن جوهری نبود-
کمی مایل به خودم
ﻟﺐهایت را شبانه بگریم
داﻣﻦگیر شوم
روی صدای تو زﻣﻴﻦگیر
گیر کنم در بهمن بهاره
هنوز صدایت نکرده باشم
ﻛﻼﻍها از تمام دﻫﺎﻥهایم پربکشند
بازگردم به رﻳﺸﻪهای ژوﻟﻴﺪﻩی خود
درخت گردویی پنهان در تاریکی سقوط کند


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :