بررسی کتاب "سرودی برای گوزن ها"اثری از شهریار بهروز
امیرحسین بریمانی

نویسنده : امیرحسین بریمانی
تاریخ ارسال : بیست و پنجم خرداد ماه ١٣٩۵


معرفی  مجموعه "سرودی برای گوزن ها"اثری از شهریار بهروز

انتشارات بوتیمار

1393

6500 تومان

- امیرحسین بریمانی :

  پرداخت و توجه به معاصران و خصوصا شاعر جوان (نه از لحاظ سنی که از لحاظ کمیت آثار) می باید همواره یکی از اولویت های منتقد ادبی باشد و این به معنی ابطال شدگی آثار پیشینیان ادبیات نیست بلکه مسئله صرفا بازنماندن از دانش تولید شده روز در زمینه ادبیات است. چراکه پیشرفت ادبیات اولا نیازمند نگرشی انتقادی به تاریخ ادبیات و ثانیا حمایت و نظریه پردازی راجعبه معاصران است. پرواضح است که در رویکرد انتقادی به متون معاصر، گاها اخلالهایی جدی ایجاد شده است؛ قرائت معاصران نباید شتابزده و یا دامن زدن به برخی پیش داوری های برخواسته از خصوصیات شخصیتی باشد که البته گویی چنین چیزی قابل دستیابی نبوده و خلط واقعیت متنی و هویت شخصی مولف، یکی از بدیهیات نقد معاصران محسوب میگردد.

پرداختن به شهریار بهروز و کتاب "سرودی برای گوزن ها"ی او فارق از رویکرد و دغدغه شخصی نگارنده که به ادبیات روز می اندیشد، دارای ارزش هایی ست که از شعر او ساطع شده و نه انگیزه نگارنده. شعر شهریار بهروز، نسبت به آوانگاردیت های شتابزده ماقبل خود بی توجه و مستقل است. همچنین از ساده نویسی (ساده انگاری)های مبتذل دهه هشتاد نیز فاصله بسیاری دارد و شعر او گرچه از دخل و تصرف در زبان حذر نکرده اما رویکردی تماما فرمی و زبانی ندارد و به عبارتی سوژه شعر، زبان نیست. زبان شعر او در قیاس با شاعران آوانگارد دهه هفتاد و یداله رویایی، زبان تثبیت شده و محافظه کار شعر دهه نود است. به نوعی می توان گفت او در کنار دیگر معاصرها در پی تعدیل سازی معادلات و دستاوردهای زبانی شعر بوده و دربرخی از قطعات به نتایج موثری دست نیافته است اما نهایتا می توان سنتز قابل قبولی از او مشاهده کرد : "تنها بخوان می فا رِ/تنها بخوان دی وا نه/آن قدر که حنجره ات/نت ها را به ساحل پس بدهد" محتوای شعر شهریار بهروز، محتوایی نوستالژیک است که در دو سطح درونی و بیرونی ارائه شده. برخی از اشعار به پنداشت ها و خاطرات جمعی اشاره دارند و تم نوستالژیک هدایت شده ای را به مخاطب تزریق می کنند و بدین طریق منجر به بازخوانش رخدادهای معینی می شوند که در واقعیت عینی به وقوع پیوسته ولی داوری های متضاد و گوناگون را در جامعه ایرانی بوجود آورده است : "وقتی خیابان ها نُقل و گل می ریختند/گلوله ها به درخت های نخل تکیه داده بودند/سیگار تعارف می کردند/به تانک ها به بابا" و در برخی دیگر نوستالژیک های ذهنی و درونی شاعر که از زبان راوی به شعریت رسیده اند : "بفرما!کالسکه کوچولو/این هم از من/که بزرگ شده ام/با گریه هایی بزرگ تر/که زیر هیچ کدام از میزهای خانه جا نمی شوند" که البته اشعار دسته دوم در مجموعه شعر "سرودی برای گوزن ها" بیشتر به چشم می خورد. اما نکته منفی این کتاب برخی ایماژهاییست که نوع چینش واژگان، نظم و نحوهی مطلوبِ تصویرسازی آنان را برهم زده است و یا تصویرسازی هایی با فضاهایی متناقض که از منطق مشخصی پیروی نمی کند و با مرکزگریزی پست مدرنیستی نیز قابل توجیه نیست! و اگر هم هست، نگارنده کارکرد زیباشناسانه ای را در آنان قابل تشخیص نیافته است. میانه روی شهریار بهروز در بیان تصویری و زیاده روی در کارکردهای زبانی بعضا به اشعار آسیب زده. ازین حرف ها بگذریم شعر شهریار بهروز، شعر خوب و نوستالژیکی ست که البته خوب بودگی آن ربطی به نوستالژیک بودنش ندارد و هرکدام جداگانه قابل بررسی هستند و در یک نظام ارزش گذاری یکسان قابل پیگیری نیستند.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :