شعری از لیلا درخش

نویسنده : لیلا درخش
تاریخ ارسال : بیست و پنجم خرداد ماه ١٣٩۵


میان اشکال هندسی تنم سرگردانم
این انحنای  رو به سرخی
راستی و کژ ی و داﻳﺮﻩها
در حوض کاﺷﻲﻛﺎری کدام عمارت
بی اختیار میان دستان تو
سر خورد
در ﭼﻠﻪنشینی کدام شب
قطره قطره احساسم بر کنج ﻟﺐهایت
ترّنم چکاوک خواند،
و عشق بارید
تا بی هیچ بکارتي
نوعروس ﻫﻔﺪﻩساﻟﻪی
آرزوهای به سپيدارﺑﺴﺘﻪی تو باشم
ﺷﻴﺸﻪهای رنگی کدام دهلیز
در حجله ی دیدارمان
رﻧﮕﻴﻦکمان هدیه داد
تا اینچنین
به سرنوشتم رنگ و نور و عشق بباری.

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : علی قربانی
آدرس اینترنتی :

زیبا بود.تصویر سازی شما جالبه.من تو نستم تقریبا چیزی رو که میگید تصور کنم.این یعنی شما در کا خودتان موفق بودید.