شعری از ساره سکوت

نویسنده : ساره سکوت
تاریخ ارسال : دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵


من از زن که می زنم بیرون
تازه بیرون از زن ایستاده ام
و تازه در درونم زن ایستاده
ولی زن «زن» نیست...
 بیرون که ایستاده ای تو از زن
-و تازه این زن «زن» نیست -
هی می گویی «زن»«زن» و می گویند بزن و تو می زنی، حرف که نباید می زدی از زن
از زن که حرف می زنی می خواهم بزنم- اما نمی زنم چون زنم لابد-
از زن که حرف می زنم می خواهی بزنی نمی توانی -زن نزدنی ست چون زن است لابد-
لابد که از لابه لای جمله می افتد لابه لا، لابد می خواهد بزند که نمی زند- حرف که باید بزنم چون زنم-.
پس زن را باید بزنم بیرون و زن را بیرون بیاورم از «زن» که زر زر زر زر زن را نزنی- حرف که نباید بزنی-
زن را که از زن بیاورم بیرون
بیرون از«زن» ایستاده می فهمد زن «زن» نیست
پس من بیرون ایستاده ام
شما هم بیا بیرون
آن جا
بزن بزن است.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : امير
آدرس اینترنتی : http://

شعر هاي ساره سكوت رمزآلود هستن و با يك بار خوندن آدم نميفهمه و فكر ميكنه بازي با كلماته مثل بيشتر شاعران اما فقط اونهايي ميتونن اشعار ساره رو بفهمن كه چندين بار با دقت بخوننش و روش تمركز كنن و ساعت ها فكر كنن تا به زيبايي هاش پي ببرن و لذتي واقعي رو از شعر هاش ببرن ...مثل شعر مرگ گنجشك از ساره كه بسيار زيبا گغته "مگر چه خبر است اين همه عزاداري " به اين اشاره داره كه گنجشك ها توي فصل هاي سرد سال وقتي روي شاخه هاي درختان همه با هم جمع ميشن و با صداي بلند جيك جيك ميكنن و اين شاخه و اون شاخه مي پرن مثل عزاداري انسان هاست و تنها اونهايي به زيبايش پي مي برن كه در طبيعت اين صحنه رو ديده باشن
اينو اضافه كنم كه ساره سكوت بعضي از شعرهاش رو بر اساس زندگي شخصي خودش گفته و شخصي كه شعر هاش رو ميخونه بايد با زندگينامه شاعر آشنا باشه ....مثل شعر انگشت ها كه بسيار زيباست بر گرفته از اتاق تشريح جسد در دانشگاه ساره سكوت بوجود اومده چون ساره در كانادا علوم پزشكي ميخونده و زياد در بعضي از شعر هاش از مرده و جسد و خون ميگه . بايد به شعر هاي ساره سكوت با دقت بيشتري نگاه كنيم تا بفهميمش