شعرهایی از محمد پویا

نویسنده : محمد پویا
تاریخ ارسال : دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵


چه رﻋﺐاﻧﮕﻴﺰ بود

در هیئت پیامبری گرسنه 

از غارهای تاریک 

با چراغی ﭘﻴﻪسوز 

به کشف دنیای دیگر 

برﻣﻲآمدی

بر قدمگاهت

ﭼﺸﻤﻪي کیمیا

و

زنبق ﻣﻲروئید 

جهانی دیگر

جرمی آسمانی دیگر

از نگاه نوح تو برﻣﻲخاست

از توفان تحلیلﻫﺎﻱ کشنده 

گرامافون سمفونی 

عصر جدید 

نگاتیو اتوپیا

که ﻣﻲسوخت

از نقره انگشتانت

در خیابانﻫﺎﻱ پائیز بورژوازی

اما 

ما در بلندا بودیم

نزدیک شهابﻫﺎی فروزان 

آسمانی خاکستری  

و

عقابی بر شاﻧﻪات...

 

"کندو"

خستگی به خاک ﻣﻲبرم

         باتعویذ موم دهان تو

بر کندوی شاﻧﻪاﻡ

دو دست مفرغی کجاست?

   که در تقویم غیاب 

گم ﻣﻲشوم

         تمام چهارﺷﻨﺒﻪهای خاکستری 

پیاده در ﻧﻘﺮﻩریز, ﭼﻜﻤﻪهای  باد 

و

    کودکان ابر 

            که ﻣﻲبارند

                         ﻣﻲبارند.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : انا
آدرس اینترنتی : http://

عالی