بر ساختگی و درساختگی "در وضعیت کوانتوم" از بهزاد خواجات
عابدین پاپی

نویسنده : عابدین پاپی
تاریخ ارسال : بیست و دوم فروردین ماه ١٣٩۵


بر ساختگی و درساختگی "در وضعیت کوانتوم"  از  بهزاد خواجات

عابدین پاپی

برداشت  این است که مهمترین عنصری که یک اثر را در تاریخ ماندگار می کند، ماندگاری اثر نیست، چه این که، احتمال می رود هر اثری که در هر زمان و مکانی درست و مورد قبول واقع شده، نادرست و غیرقابل قبول واقع افتد!

علت عمده، حرکت تفکر و ذهن بشر است که هرگز تن به ایستایی و به اصطلاح درجا زدن را به خود احساس نکرده است و همیشه به دنبال جهش در جهت نیل به نوعی پویایی نایاب و اکسیر بوده است. دیگر نکته حرکت هستی است که به قول شاعر  علی مرتضایی(راهی عشق):

هر صبح دم سر می زند خورشید از مشرق ولی/ هرگز مکرر نیست چون هر روز، روزی دیگر است

بنابر، این پارامتر ادبی درمی یابیم که حرکت هستی مکرر نیست و تطور ممکن است در یک لحظه اتفاق بیفتد و یا این که در یک ساعت و یا روز و بر همین اصل  و منوال، منتقد به آوانگارد بودن اثر و یا احیاناً ماندگاری اثر را می تواند بر اساس رویکردی جامعه شناسانه و روانشناسانه برای چند دوره و زمان تثبیت نماید اما ارائه ی ایده ای کلی و جامع از جانب منتقد و حتی مخاطب کاری معقول و منطقی نیست.

حال آنچه که فراروی قلم در این لحظه قرار گرفته و بسآمد قلم را به کندوکاوی دیگر وا می دارد، مجموعه شعر « در وضعیت کوانتوم» بهزاد خواجات است. بهزاد خواجات دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی در تهران و استاد دانشگاه است که در این رهگذربه نوبه ی خود مصدر خدماتی نوین به جامعه دانشگاهی در حوزه زبان و ادبیات فارسی گردیده است. خواجات قبل از این اثر، آثاری چون: 1- چند پرنده مانده به مرگ 2- جمهور 3- مثل اروند از در مخفی 4- بو نوشتن برای شرجی را در شناسنامه ادبی خود دارد. با التفات به درون مایه ی این مجموعه ها می توان نوعی تکانش گفتار و پیچیدگی زبان را در متن دریافت که شاعر را متفاوت نشان می دهد و شاید هم متفاوط...!

به دیگر بیان شناسه ها و گونه های زبانی از مؤلفه هایی هستند که پرستیژ شعر خواجات را به سمت دنیایی دیگر(سوررئالیسم) سوق داده اند و البته این حرکت شعری از جانب شاعر مسببی است در جهت نیل به نوعی خودآگاهی که در زیر لایه های ناخودآگاهش پنهان است که مخاطب را به تأمل در جهت کشف این خودآگاهی هدایت می کند. بدیهی است که بگوییم در این چند مجموعه شاعر هم راستا و موازی با مؤلفه های پست مدرن در حرکت بوده و در زبان شعری اش می توان نوعی تخطی و ناشنوایی را به عینه نسبت به رهیافت های ادبی پیشین دریافت، زیرا که صورخیال شاعر در این مجموعه هاوبافتار زبانی اش نسبت به گزینش صناعات ادبی متفاوت تر از رویکردهای ادبی ای بوده که در آرشیو ادبیات ما یافت می شود!اماشاعر چه اندازه در این رهگذر موفق نشان داده را باید به سیر زمان و تاریخ سپرد .

به هر روی در وضعیت کوانتوم کاری است که در سال 1394 با سرشناسه ی بهزاد خواجات و مشخصات ظاهری 130 صفحه توسط نشر چشمه به زیور چاپ آراسته شده و در اختیار قبیله ی ادبیات قرار گرفته است. ماحصل این مجموعه تولد 40 شعر می باشد که اغلب با نگاهی آشنازُدایانه به دنیای امروز به منصه ی سُرایش رسیده اند، چه اینکه بر خلاف دنیای امروز که دنیای سرعت و دقت و کوتاه نویسی است، شاعر در اغلب اشعارش ماکسی مالیسم و در برخی اشعار نیز نیمه ماکسی مالیسم می باشد.

نام مجموعه نیز مصداقی بارز مبنی بر این که شاعر وضعیت دیگری را برای شعر گزینش می کند و تقریبا"می توان چنین پنداشت که دنیای شاعر دنیایی سوررئالیسم توأم با اِلمان های این مکتب است. از جانبی دیگر ابراز سخن این است که دیسکورس(discourse)سوبژاکتیویته در شعر خواجات چربش زبانی بیشتری را نسبت به ابژاکتیویته از خود به تصویر می کشد. بنابراین وضعیت کوانتوم می تواند وضعیتی دیگر و نگاهی دیگر به عرصه شعراز لحاظ ساختار زبانی و نه آیدتیک(ذات شهودی و معنایی) باشد که از جانب خواجات به بستر تولید آمده است.

حال تلاش و کوشش زبان شعری خواجات در وضعیت کوانتوم در جهت نیل به کارکترهای(character) پسامدرنی در جنب و جوش است. هنجارگریزی های شاعر توأم با چینش و گزینش واژه هایی نو و حتی به قول عامیانه «دمِ دستی»در جایگاه خود به رانش و شأنیت زبان شاعر کمک می کند و پی آمد این شأنیت می تواند برساختگی زبان باشد. برساختگی و در ساختگی دو مقوله ی فرارونده در وضعیت کوانتوم به شمار می آیند که شعر خواجات را هم می تواند از حیث ساختارمجزا نشان دهد و هم می تواند همرا. فرق بین «برساخته» با «در ساخته» در این است که هنرمند در«درساخته» دست به تغییر و ابعادی خیلی کم ،تحول می زند و در صدد بر می آید تا که نسبت به ساخت های ادبی قبلی، خود را حداقل از حیث ساختار و زبان متفاوت نشان دهد ولی در معنا و مفهوم همراه، اما در وضعیت برساخته شاعر و یا هنرمند به دنبال نوعی تطور(گونه به گون شدن) می باشد که می خواهد برآن ساخته ی ادبی موجود نوعی ساختن را بنا نماید.

با این حال برساختگی تنها تغییر و برکندن ساختار و زبان شعر نیست بلکه تطور در معنا و مفهوم شعر نیز بسیار مهم است. بر این سیر و سیاق کار شاعر خیلی سخت می شود، زیرا که چون شعر عالم معنایی گسترده ای دارد و هنوز هم این عالم معنایی، پیش شعرای پیشین است، لذا گفتمان برساختگی نیاز به فرآیندی زمانبر را می طلبد که برخی از مؤلفه های آن را می توان در شعر امروز دریافت. با این وجود، بهزاد خواجات شاعری است که در قلمرو گفتمان برساختگی در شعر در تکاپوست و البته در زوایایی نیز به توفیقاتی که در ذکر آن رفت، دست یافته است.فزون مایه تر اینکه در وضعیت کوانتوم اگر چه به قول شوپنهاور (فیلسوف، واضع فلسفه ی اصالت اراده که معتقد بود آن چه در عالم خارج پدیدار است، چیزی جز تصورات ذهنی انسان نیست) ولی خواجات مبنای فکری خود را بر منظری واقعی و ارادی استوار نمی سازد، بلکه از جمله شعرایی است که به سوژه ی دکارتی اعتقاد بیشتری دارد و به اصطلاح«در خود ایستاده» را بر «در مقابل ایستاده» ترجیح می دهد که ترکیبات انتزاعی شاعر که در بستر اشعارش برجسته می شوند، بیانگر این روند ادبی است. حال با هم به چند ترآوش ادبی از این مجموعه می پردازیم:

 شعر شماره ی 27 : سر آن قرار نیامدی/نیامدی و باهم به آن تِریای هفت عصر نرفتیم/نیامدی و با هم از برف سنگین آن روز نگفتیم،/ نخی سیگار نکشیدیم، آدامس پی کی نخوردی،/ من شعری برایت نخواندم/ و تو از نمایشگاه نقاشی ات حرف نزدی/ نیامدی و شاگرد مغازه نگفت،/ «داریم تعطیل می کنیم آقا!»/تو به من نگفتی عوض شده شماره ی تلفنت/ و نگفتی و دیگر ندیدمت/ و قرار بی ما سرجایش بود، همان جا که نیامدی.

شعر نوعی دیالوگ چند جانبه می باشد که در دنیای انتزاعی شاعر اتفاق می افتد. تصویر واقعیّات و خودگویی هایی که در بطن انومی های جامعه سر وا می کنند نیز از دغدغه های شاعرند که به خوبی تصویر شده اند. درون مایه ی شعر انتقادی- اجتماعی می باشد و زبان شعر بر محور ساختارگرایی در حرکت است و مخاطب را با شعری سوررئالیسم با مؤلفه هایی آشنازُدایانه مواجه می سازد. بافتار شعر نیز اگر چه با کلاف هایی واقعی بافته شده، اما ذهن مخاطب را با فضایی انتزاعی آشنا می کند و صورخیال شاعر در تکاپویی فزآینده مبنی بر پیاده شدن در فضاهایی برساخته گون است.

از شعر شماره 14:

من رفته بودم/ از آبادان اندکی رنج بیاورم/ و در صفحه ی حوادث روزنامه/جنینی به ده قتل اعتراف کرد؛/بلبشو در آسمان/ و ردِ خون لابه لای تارهای کمانچه/گلبول نوازی در شب های جنوبی/ و نت هایی گیر کرده در چنگک باد/که می چرخد، می چرخد.../ پروردگارا !/ شب را آفریده ای و چشم او را / و نیمه ای از من، آن قدر گرگ هست/ که چند نیمه ی دیگر را بفرستم به سواحل راین و...

شعری ساختارمند که فرآیندی واحد را از حیث معنا و زبان طی می کند. صنعت واژه گزینی شاعر مسببی است که جهت پرت کردن ذهن مخاطب به سمت واقعیات نهفته در شعر بوده و این خود عاملی است که درون مایه ی شعر را با انتقاد و اعتراض همراه ساخته است. دیگر فرایند در شعر، نوعی رویکرد رئالیسم(realism) از جانب شاعر می باشد که پی آمدهایی سورئالیسم(surrealism) را با تثبیت از اِلمان های واقعی تصویر می کند.

بخشی از شعر شماره 16:

بیا! این هم تابوت باد! / ببین پدرت چه آرام است/ و هنوز سرِ شوخی دارد/ که یک پرستو می رود به دماغم/ و گوزنی از گوشم پر می گشاید/ ساعت چند است عزیزک من؟ / دیر نشود یک وقت به دریا رفتن/ و حباب ها را جدی گرفتن.

شعری که در قالبی انتزاعی سروده شده و دارای موتیف هایی خیالی است. شاعر با استفاده از واژگانی ساده دست به ابداعی مُبدِع و هنری می زند که پیامد هایی سازنده را در بر دارد. زبان ساختاری شاعر با واژگانی خودمانی کلاف خورده و البته بر معنا و مفهوم شعر استحکامی ویژه بخشیده است. دیگر نکته قدرت استعاره پذیری شعر است که با زبان و ساختاری دیگر از جانب شاعر تصویر می شود.

بخشی از شعر شماره 25:

ما را نهنگی پرنده کرده است/ کِشتی ها در چشم تو آهسته ترند/ و آهسته تر گوزن ماده/ که برگشت، به جفتش نگاه کرد/ و بخاری قهوه ای شد در دهان کوهستان/ اما در تابستان گذشته با مرگ نشستیم/ به تماشای فیلمی از پولانسکی:خنجر در آب/ از غسالخانه بوی تشکیل انسان شنیده می شد/ که درک کنیم مردگان هم مشکلات خودشان را دارند/ با تمام این اوصاف/ هنوز هم دو مردِ بالقوه در فنجان قهوه قدم می زنند/ که مسئولیت تقدس مارچوبه ها با آن هاست...

شعری کاملاً انتزاعی که با بهره گیری از پراکسیس هایی انتزاع گون در ذهن شاعر جرقه و شکل می گیرد و پیامدهایی واقعی را برای جامعه به تصویر می کشد. شاعر با رویکردی معرفت شناسانه دست به هنری زیبا شناسانه با گزینش واژگانی تازه می زند که دو پارامتر اندیشه و زبان پشتوانه ی این فهم هستند.

عصاره ی کلام اینکه در وضعیت کوانتوم مجموعه ای است که در دنیای سوررئالیسم سروده شده و اغلب پارامترهای اشعار نیز بر محور تخیل در حرکت اند. بنابر این از این نگاه سه نوع نوشتار شعری در جامعه ی امروز و حتا دیروز وجود دارد که عبارتند از: 1- تکنیکال عمومی 2- تکنیکال تخصصی و 3- نوشتار تعقید بر انگیز، لذا قلم بهزاد خواجات در وضعیت کوانتوم تکنیکال تخصصی است که خوانندگان این نوع ژانر(genre) شعری شامل افراد آکادمیک و دانشگاهی است و البته خوانندگان نیمه حرفه ای و حرفه ای که با شعر امروز سروکار دارند نیز از این قاعده مستثنی نیستند و برای آشنایی بیشتر با شعر بهزاد خواجات مطالعه مکتب سوررئالیسم و مؤلفه های این مکتب که البته تا به امروز دچار پوست اندازی شده است، از مهمترین عناصری است که از جانب منتقدین معلم بایستی به مخاطب منتقل شود.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :