بررسی " این باران که روزهایت را خم کرده ست " از مینا میرصادقی
امیر حسین بریمانی

نویسنده : امیر حسین بریمانی
تاریخ ارسال : نوزدهم اسفند ماه ١٣٩۴


بررسی کتاب  " این باران که روزهایت را خم کرده ست "

از مینا میرصادقی

انتشارات : بوتیمار
سال چاپ : 1394
قیمت : 7500

- امیر حسین بریمانی :

شعر آوانگارد امروزه به سمت تجربه گرایی و نگرشی سوبژکتیو میل می کند. تجربه گرایی، غلتیدن شعر در فضای ذهنی ست و هنگامی که فضای ذهنی شاعر، بن مایه شعریت را تشکیل دهد، در این فضای سوبژکتیو، ابزه های جهان پیرامون هر شعر دچار خوانش شخصی می شود. چراکه ذهنیت بر واقعیت برتری می یابد و بدین طریق واقعیت در دام هرمنوتیک می افتد و نتیجه ملغمه ای از ذهنیت و تشنجات واقعیت است. البته در اینجا از داوری پرهیز جسته ام. به عنوان مثال جهان بینی ای که در "آن نسیم/ که در ماه زوزه می کشد"می بینیم، حاصل چیزی جز همین رویکرد توصیف شده نیست؛ ذهنیتی که دو ابژه نسیم و ماه را از کارکرد ابژکتیو خود خارج می سازد. در این شیوه، صنعتِ تخیل، مورد نفی قرار می گیرد چون جهان تصویر شده، حاصل فراروی ای فانتزی گون از واقعیت نیست، بلکه خود به عنوان حقیقت ارائه می شود و اگر تصاویر را بنا شده بر پایه ی تخیل مندی در نظر بگیریم، آن وقت کل منطق چنین دست اشعاری از هم خواهد گسیخت. چراکه وجودیت تخیل در یک شعر، بسته به این مولفه اساسی است که هسته مرکزی شعر را رخدادی در بر بگیرد که بازنمودی از اتفاقات ممکن در جهان عینی ست، و بدین طریق می توان تصاویر موجود در یک شعر را تخیل مند دانست که عمدتا در جهت تشدید فضای عاطفی به کار می روند. بدین تعبیر، تخیل تنها در سایه ی صنعت اغراق است که وجودیت خود را در شعر ممکن می سازد. به عنوان مثال نمادگرایی نیما یوشیج باعث می شود تا تصاویر او را تخیل مند بدانیم چراکه در جهان شعری او، تصاویر نمادی از رخدادی دیگرند و درواقع تصاویر، در همان جهان برساخته ی شعر، حقیقتی تعریف شده ندارند. اما در اشعاری که تصاویر بر پایه صنعت تخیل شکل نگرفته اند، تصاویر در حکم اتفاقاتی هستند که در جهان آن شعر، واقعا رخ داده اند!

بریمانی

  حال اگر بخواهیم این رویکرد را در مجموعه شعر مینا میرصادقی اعتبار سنجی کنیم، باید این مسئله را محوریت قرار دهیم که سیالیت ذهن در این اشعار، آثار دچار توقف نیز شده است یا اینکه رمزگان های اشعار این کتاب، تنها به ذهن شاعر ارجاع می شوند و قابل رمزگشایی نیستند. در گام اول، همسو با عقیده دلوز، آنچه شعر را به تجربه ای زیباشناختی برای مخاطب مبدل می سازد، بازنمایی جهان واقعی از طریق دامن زدن به ایده هایی از پیش مفروض نیست، بلکه ایجاد وضعیت های دیگر است که تاثرات ناشناخته ای در مخاطب ایجاد می کند. به عبارتی دیگر شعر به تفاوت ها رسمیت می بخشد و تجربه شخصی مخاطبان را نفی می کند. در این راه مینا میرصادقی از تجربیات خود سود جسته است و با تشدید کردن امر نشانه ای و عواطف خود در قالب ترکیبات زبانی، "وضعیت دیگر"را در شعر خود موجود ساخته است. حال محصول این نگرش سوبژکتیو، می باید حس یافت هایی را در خود موجود سازد تا در مرحله بعدی، هرمنوتیک شکل بندی شود. به عبارتی اگر در شعری، رمزگان ها شخصی باشند و به حالتی پیشاشخصی منتقل نشده باشند، صرفا شاعر از آن لذت خواهد برد! اشعار این کتاب به علت هجوم عواطف و شتابزدگی در ترجمان آن به زبان، غالبا چنین هستند و به عنوان مثال قطعات "خمیازه میان نام ها"، "ترکیب"و"روز هشتم تیرماه"بیانگر چه چیزی جز نوعی ارجاع نشانگان این اشعار به ذهنیت مولف هستند؟  اما در اشعاری که روابط در آن دارای منطقی درونی هستند، اشعار بسیار محکم و منسجمی شکل گرفته است. شعر "روبرو"از اشعار منسجم و خوب این مجموعه است.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :