نگاهی به مجموعه شعر "پروانه ها اتو بر نمی دارند"
سروده ی آیدا مجید آبادی
محمد کاظم حسینی

نویسنده : محمد کاظم حسینی
تاریخ ارسال : بیست و نهم آبان ماه ١٣٩۴


  شاعری آفرینشگر

نگاهی به مجموعه شعر "پروانه ها اتو بر نمی دارند"

 سروده ی آیدا مجید آبادی

انتشارات مایا

سال۱۳۹۴

 

-محمد کاظم حسینی :

سخن گفتن از شعر به سادگی گذشته نیست و باید فرا تر از کلی گویی های گذشته و ارایه نظری سنجیده و منطقی درباره شعر باشد و تحلیل و تفسیر دقیق و علمی آن امری سخت است . زیرا مخاطب امروز تنها با خواندن شعر به لذت معنوی و پند و نصیحت حکیمانه آن بسنده نمی کند و ،ورای لفظ به دنبال کشف رابطه و پیوند های عمیق و لایه های درونی شعر با محیط و طبیعت شاعر و همه ی آن دنیای شگفت انگیزی است که شعر در آن قد کشیده و بالیده است.

وردزوث بیشتر از آنکه به رابطه میان شعر و خواننده توجه داشته باشد به ارتباط میان شاعر و شعر توجه دارد مخصوصا اینکه به تاثیر اخلاقی شعر اعتنایی ندارد و (آیدا مجید آبادی) در این مجموعه بیشتر بر آفرینش شعر تمرکز می کند.
مجموعه پروانه ها اتو بر نمی دارند غلیان خود جوش احساساتی تقریبا قوی است و احساس عنصر اصلی این مجموعه به شمار می آید که در فضای طبیعی شکل گرفته است
می خواهم/در گیر و دار لب هایمان/قلبت را /به درون بکشم/و تا صبح /نه تو/به قسط های عقب مانده ی فردا/فکر کنی/نه من /به وام های جلو افتاده ی دیروز..

البته شاعر نسبت به تکنیک بی اهمیت نیست و گاه با چینش دقیق حروف از نغمه ها خوب بهره برده است مثلن در شعر زیر شاعر با استفاده از حرف(ه ) و همنشینی و همسایگی این حرف با حروف(پ،چ ،ک،د،ج،خ،وح)توانسته نغمه ای ایجاد کند که تداعی خرد و پچ و له شده گی را دارد
راستی /که اعصابم/به هیچ جابند نیست/نه پنجره هایی/که استخوان نگاه تو را جویده اند/ نه به خاطراتی/ که کوچه هایمان را له کرده اند...ص.۷
شاعر از حرف (ه) ۹بار استفاده کرده است و با چینش آن لا به لای حروفی که گفته شد صدای شکستن و له شدگی از گزاره بلند می شود
و در شعر صفحه ۲۵موسیقی و چینش و شکل حروف تدایی بالا رفتن از پله و صاف رفتن زیر سوال سنگین با علامت سوال (؟)تصویر شخصی که زیر چوبه دار ایستاده را می کند:
بگذار/خودم را/ تو ام را/ از پلک هایت بالا بیاورم/و صاف بروم/زیر سنگین ترین سوال/چرا/می گویی/اتفاق بود/از چشم هایم سر خورد/می گویی خود کشی کرد...ص.۲۵
استفاده از نغمه ی و تکرار حرف  (ر) که زبان را به سقف دهان می چسباند و با لرزش زبان رفتن هم در آوا  و هم در شکل تداعی حرکت و رفتن می کند
همچنین حروف(ذار)در واژه ی بگذار و (دم )در واژه های خودم و تو ام و (لا و ور )درفعل  بالا بیاورم  تداعی فشاری که بر زانو در بالا رفتن از پله ایجاد می شود را می کند همچنین حروف (ار) در بگذار و تکرار (را )در خودم را و تو ام را باز تداعی بالا رفتن میکند تا آنجا که شخص صاف زیر سنگین ترین سوال می ایستد و اینجا علامت سوال (؟)تداعی دار بالای سرش را می کند
بسامد بالای کنایه بیش از همه ی صناعات است:
دیگر/پای تورا /وسط نمی کشم ...ص.۷۳
سر از آغوش تو در می آورم...ص.۷۵
با شانه ام حرف بزن/از راز گیسوانی که سال ها/سر بسته مانده است...ص.۷۷
تنم/تمام جهان را درد می کند/سر به سرم که بگذاری‌...ص.۸۰ و صص...
شاعر در بعضی شعر ها نگاه سمبولیک دارد:
شکر خدا/دیوار ها هم آدم شده اند ...ص.۳۱
و در بسیاری از شعر ها از شبکه ی معنایی و مراعات نظیر بهره برده که به نمونه هایی بسنده می شود:
این زندگی را /هر طور بگیری/سر میرود / و می ریزد /درست جایی /که می سوزدت...ص.۳۱
دارم در این خانه می پوسم/و دیگر کسی نیست/که حتا/زخم هایم را نمک بزند...ص.۶۹
من تمام پروانه ها را/سقط  کرده ام/ودیگر نمی گذارم/هیچ مردی/به رویاهایم/پیله کند...ص.۸۶و صص....
در این مجموعه  ضرب المثل ها هم کارکرد دارند مثلن:
دست هایم را/به تو تسلیم می کنم/به لمس چاقوهایی/که با ضمانت/دست هایشان را/تکه تکه می کنند...ص.۸۴
یا استفاده از پارادوکس:
می خواهم سرم را /بکوبم به باد/به ابر ...ص.۳۷
آسمان/سر پرنده هارا/یکی/یکی/زیر آب می کند ...ص.۶۷

یا آشنایی زدایی و شکستن هنجار:
خاک را گل نکنید/من دیگر ...ص.۱۰۱
این دریای بزرگ غروب می کند ص.۸۳
و بعد/قول زنانه می دهم ...ص.۷۴
و گاهی ماشین وقتشویی...ص.۳۴
در این مجال ،بی شک امکان برسی دقیق این مجموعه نبود و به بسیاری تکنیک هامانند :تضاد ،شکستن نحو،بازی های زبانی،تشبیه و ....پرداخته نشده است .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :