نگاهی به مجموعه داستان آکواریوم شماره ی چهار
نوشته ی میترا داور
حمید رضا اکبری شروه

نویسنده : حمید رضا اکبری شروه
تاریخ ارسال : هشتم آبان ماه ١٣٩۴


آکواریوم شماره ی چهار-مجموعه داستان

نوشته میترا داور-1394

حمید رضا اکبری شروه

میترا داور در این مجموعه  نیز نشان داده است اجتماعی است و نگاهی تازه به پیرامون خودش دارد .خوب لحظه ها را شکار می کند و دغدغه مردمانش را دارد . ازادراکی خوب برخوردار است  و با تخیلش بهترین ها را می سازد . جایی خواندم : نباید فراموش کرد که تخیل فرهیخته در هر دو حوزه ادراکی و احساس آفرینش را انجام می دهند .

میترا داور

استاد عزیز من خانم داور در داستان آکواریوم شماره چهار آدمهایی را ترسیم می کند که با لباس غواصی در آکواریومی در چرخش می باشند .شما در این داستان می توانید فقر را ببینید . این داستان پراز نشانه است .نشان دادن دندان .چرخیدن و...

من قصد تمجید از ایشان را ندارم هرچند که استاد من در داستان کوتاه بوده است ولی باید واقعیت را گفت : میترا داور زبان اجتماعی داستان امروز ایران است .زیرا در داستان های اجتماعی که ایشان می نویسد و در این مجموعه نمود کامل دارد ما با نکات ذیل روبرو می شویم:

1-جملات واقعی و عاری از نظر و فرضیه و مهمترین عامل در موقعیت با مهمترین جنبه های موضوع می باشند زیرا هدفمند بودن این جملات دقت در داستان اجتماعی را به همراه دارد .

2-جملاتش انعکاسی هستند ؛جملاتی که حالات درونی شخص همچون افکار ،احساسات و انگیزه و وضعیت درونی افراد را نشان می دهد .

دو تمساح ، کنار استخر بودند . یکی از تمساح ها ، دهانش نیمه باز مانده بود . چند نفری گفتند : " مجسمه است . " راهنمای تور گفت : " مجسمه نیست . " یکی از مردها ، سنگ انداخت . تمساح چند لحظه تکان خورد اما دهانش هنوز باز بود . مرد میانسالی گفت : " من که باور نمی کنم ؛ حُقه ای سواره. " راهنمای تور گفت : " هیچ حُقه ای سوار نیست . با دهن باز خوابیده. " (  ، 7

میترا داور خواننده گراست  زیرا در این مجموعه با رمز پردازی اجتماعی خود ابتکار خودش را رسانده است .به نظر من داور کافکا ی ایرانی است در فضاهای غیر معقولی که  در داستان آکواریوم  خلق می کند .همان مسخ شده گی ادم های داستانهایش .

در این مجموعه از زبان طنز نیز بهرگرفته شده است در داستان اون بالا یکی و موضوع آلودگی هوا در داستان دانه های سیاه برف .

در حوزه معنایی نیز ما از رابطه متقابل جزء و کل در فهم  معنای کلمات است که ما به معنا میرسیم .بدین معنا که تک تک واژه های یک جمله را با مراجعه به کل جمله می فهمیمم و معنی جمله را هم بادر نظر گرفتن معنی تک تک واژه ها در ک می کنیم .داور از نگاه معنایی گادامر نیز بهره جسته است :

معنی که در فهم یک متن افق دید مفسر که عبارت است از پیش فرض های اوست به افق دید مولف نزدیک می شود و با آن امتزاج پیدا می کند و فهم تازه ای ایجاد می شود . و این همان نگاه نو اجتماعی بانو داور است در حوزه ادبیات داستانی که دارد برای آن سخت کوشش می کند .

به نظر من داور تولید دانش می کند .و هر متن نوشتاری اش در راستای حرکت ادبیات داستانی محصول اجتماعی بودنش می باشد .

در آخر اینکه : داور استاد  جملات ادبی اجتماعی است و اینه درد های مردم در حوزه داستان کوتاه .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :