شعر " پرنده ی من " از اینگه بورگ باخمن
برگردان : ابوذر کُردی

نویسنده : ابوذر کُردی
تاریخ ارسال : بیست و هفتم شهریور ماه ١٣٩۴


 

شعر " پرنده ی من "از اینگه بورگ باخمن

ترجمه از آلمانی به فارسی و

مطابقت آن با رونوشت فرانسه : ابوذر کُردی

اشاره:

اینگه بورگ باخمن (Ingeborg Bachmann): شاعر و نویسنده ی اتریش متولد 25 ژوئن 1926 و متوفی 17 اکتبر 1973.

اینگه بورگ در شهر کلاگِنفورت (Klagenfurt) اتریش به دنیا آمد . او در رشته هایی همچون فلسفه ، روانشناسی ، زبان شناسی و حقوق تحصیل کرد . در سال 1949 مدرک دکترای فلسفه ی خویش را از دانشگاه وین دریافت نمود . موضوع رساله ی وی عبارت بود از : "دریافت انتقادی از فلسفه ی اگزیستانسیالیستی مارتین هایدگر"( Die kritische Aufnahme der Existenzialphilosophie Martin Heideggers) استاد راهنمای او برای نگارش این رساله ، فیلسوف معتبر حلقه ی وین " ویکتور کرافت"     ( Victor Kraft) بود .

پس از فراغت از تحصیل به عنوان روزنامه نگار و سردبیر در ایستگاه رادیویی Rot-Weiss-Rot  مشغول به کار شد . این کار سبب شد که وی به مطالعه ی بیشتر در زبان و ادبیات آلمانی بپردازد ، نوشته های اولیه او توانست باعث تحسین برخی از شاعران و نویسندگان حلقه ی 47 از قبیل پل سلان ، هاینریش بل  و غیره گردد .

اینگه بورگ در سال 1953 به شهر روم رفت تا بخش مهم و زیادی از زندگی اش را در این شهر بگذراند . بین سال های 1958 تا 1963 با نویسنده ی دیگر اتریش یعنی ماکس فریش (Max Frisch) در رابطه ای عاشقانه ای به سر می برد و جدایی آنان صدمات شدیدی به اینگه بورگ وارد ساخت . ماکس و اینگه بورگ چنان دلباخته ی هم بودند که کاراکتر دوم رمان ماکس فریش ، گانتِنباین (Gantenbein) ملهم از زندگی و شخصیت اینگه بورگ بوده است . این رمان در سال 1964 منتشر شده است .{ اینگه بورگ با پل سلان نیز رابطه ای عاشقانه داشت که می توانید به شعر فوگ مرگ در سایت پیاده رو مراجعه کنید }

در روز 25 سپتامبر 1973 ، اتاق خواب اینگه بورگ باخمن آتش گرفت . شتابان او را به بیمارستان سَن اوجنوی شهر روم (Ospedale Sant'Eugenio) رساندند ، بعدها مشخص شد علت آتش سوزی ، فیلتر سیگار بوده است .

اینگه بورگ ، حدود یک ماه بعد در تاریخ 17 اکتبر 1973 بر اثر شدت آتش سوزی و همچنین اوج گرفتن مصرف قرص های خواب آور خانواده ی باربیتورات ها در بیمارستان سن اوجنوی شهر روم ، از دنیا رفت .

جسد وی در تاریخ 25 اکتبر 1973 در گورستان مرکزی کلاگِنفورت (Zentralfriedhof Annabichl) سوزانده و به خاک سپرده شد .

ابوذر کردی

از سال 1977 در شهر کلاگنفورت ، جایزه ای به نام و یاد وی ، جایزه ی اینگه بورگ باخمن (Ingeborg-Bachmann-Preis  ) شکل گرفته است که هر ساله به یکی از برندگان حوزه ی ادب وفرهنگ تقدیم می گردد .

اینگه بورگ ، در زمان حیات خویش ، دو مجموعه شعر منتشر ساخت که عبارت بودند از

" زمان معوق"  (Die gestundete Zeit) منتشر شده به سال 1964

" خطاب به خرس های بزرگ"(Anrufung des Grossen Bären) منتشر شده به سال 1956

مجموعه شعر " خطاب به خرس های بزرگ"توسط راقم این سطور ترجمه شده و درسال جاری توسط انتشار بوتیمار منتشر می گردد .

در ادامه به ترجمه ی شعر " پرنده ی من " که از مجموعه ی ترجمه شده " خطاب به خرس های بزرگ" انتخاب شده است ، توجه می شود:

***علاقه مندان به زبان و ادبیات آلمانی می توانند ، با مراجعه به ویدئوی ذیل ، شعر فوق را که توسط باخمن خوانده می شود ، مشاهده نمایند ، گرچه زیرنویس ویدئو(شعر) به زبان هلندی است :

https://www.youtube.com/watch?v=ug3rl8T-2U4

 

Mein Vogel

 

Was auch geschieht: die verheerte Welt
sinkt in die Dämmrung zurück,
einen Schlaftrunk halten ihr die Wälder bereit,
und vom Turm, den der Wächter verließ,
blicken ruhig und stet die Augen der Eule herab.


Was auch geschieht: du weißt deine Zeit, mein Vogel,
nimmst deinen Schleier
und fliegst durch den Nebel zu mir.


Wir äugen im Dunstkreis,
den das Gelichter bewohnt.
Du folgst meinem Wink, stößt hinaus
und wirbelst Gefieder und Fell –


Mein eisgrauer Schultergenoß, meine Waffe,
mit jener Feder besteckt, meiner einzigen Waffe!
Mein einziger Schmuck: Schleier und Feder von dir.


Wenn auch im Nadeltanz unterm Baum
die Haut mir brennt
und der hüfthohe Strauch
mich mit würzigen Blättern versucht,
wenn meine Locke züngelt,
sich wiegt und nach Feuchte verzehrt,
stürzt mir der Sterne Schutt doch genau auf das Haar.


Wenn ich vom Rauch behelmt wieder weiß, was geschieht,
mein Vogel, mein Beistand des Nachts,
wenn ich befeuert bin in der Nacht,
knistert's im dunklen Bestand,
und ich schlage den Funken aus mir.



Wenn ich befeuert bleib wie ich bin
und vom Feuer geliebt,
bis das Harz aus den Stämmen tritt,
auf die Wunden träufelt und warm
die Erde verspinnt,
(und wenn du mein Herz auch ausraubst des Nachts,
mein Vogel auf Glauben und mein Vogel auf Treu!)
rückt jene Warte ins Licht,
die du, besänftigt,
in herrlicher Ruhe erfliegst -
was auch geschieht

 

پرنده ی من

دیگر چه رخ خواهد داد : جهان ویران خواهد شد

در گرگ و میشی فرو خواهد رفت ،

در کوران خواب ، جنگل مهیا متوقف خواهد شد

از فراسوی برج ، نگهبان فرو خواهد افتاد

و نگاه جغد آسوده و بی تغییر بر آن خواهد افتاد .

 

دیگر چه رخ خواهد داد : تو زمان خویش را می دانی

پرنده من نقاب تو را به صورت زده است

و بر فراسوی غبار پرواز خواهد کرد

دور از من .

 

ما در فضای کنش پلک می زنیم ،

جایی که انسان ها سکونت دارند

تو امواج مرا تعقیب می کنی ،

که به بیرون می پرند

در گردابی از پر و پوست

 

سلاح من ، سلاح نقره فام من

که چه آسوده بر دوشم فتاده است ،

با هر پر پرنده ای بریده می شود ،

سلاح تنهای من !

جواهر تنهای من : نقابی و پری برای تو .

 

هر بار که با رقص سوزنی به زیر درخت

پوست من می سوخت

با گلبن نوبر

در تلاش مضاعف شاخ و برگ های پر بار

هنگامی که حلقه ی من سوسو می زد

وزن می شود و پس از مرطوب شدن به استعمال می رسد ،

ستاره ی زباله ای من فرو می افتد

اما برای موها کافی است .

 

هنگامی که من از دودها کلاه خود ساخته ام

همیشه سفید ، که رخ می دهد

پرنده من ، ای یاور من در شب ها ،

هنگامی که من در شب از آتش گر می گیرم ،

همچون خش خشی در میان موجودی تاریک ،

و من از خویش ضربه ای به اخگرها می زنم .

 

هنگامی که من گر می گیرم می مانم در آنچه که هستم

و بر آتشی که بوده است ،

تا قلب از گذشته های خویش برگردد

از زخم هایی که می چکد و گرمش می کند

همچون زمین که می چرخد

( و هنگامی که تو قلبم را در شب ها به یغما برده ای ،

پرنده ی من ، فراتر از ایمان و پرنده ی من فراسوی اعتقاد !)

هر نقطه را به سمت نور گسیل می دهی

و تو ، در آرامش فرو رفته ای

در آرامشی باشکوه به پرواز در آمده ای

آنچه که رخ خواهد داد


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : مهدی یوسفی
آدرس اینترنتی : http://

عالی بود....سپاس فراوان