نقد و تحلیلی از فرناز جعفرزادگان بر شعری از آفرین پنهانی

نویسنده : فرناز جعفرزادگان
تاریخ ارسال : بیست و هفتم شهریور ماه ١٣٩۴


نقد و تحلیلی از فرناز جعفرزادگان

بر شعری از آفرین پنهانی

 

هوهوی کال باد

شلاق رعد برگرده ی زمین

و بره ها

که تا اعماق علف نعره می کشند

پلک هایم گشوده نمی شوند

بگو آفتاب گیسوبریزد در شانه ی زمین

من دارم از قامت هوره های  ایل

رع

رع

رعشه می گیرم.!

_آفرین پنهانی -

 

                 « در گیسو ریزی آفتاب»

 

شعر بالا سروده ی بانو «آفرین پنهانی» ٬ می باشد که ما آن را « در گیسو ریزی آفتاب » نام می نهیم٬

درگیسو ریزی یِ آفتاب شعر نسبتأ کوتاهی ست در قالب سپید که آن را حول سه محور ادبی٬اندیشگانی٬ و زبانی بررسی می کنیم و فراز و فرود آن را نشان می دهیم :

بر بنیان دیدگاه ادبی - هنری ٬ این شعر را تصویری می توان قلمداد کرد. در زیر تصویرهای آن را یک به یک از نظر می گذرانیم :

۱-  هوهوی کال ٬ حس آمیزی است

۲- هوهوی کالِ باد علاوه بر حس آمیزی استعاره ی مکنیه (تشخیص ) است

۳- شلاق رعد اضافه ی تشبیهی است و این ترکیب به صورت های تازیانه ی رعد سابقه داشته است

۴- گرده ی زمین تشخیص است که هم( شلاق رعد) و هم (گرده ی زمین ) از نظر هنری بدیع به نظر نمی رسد.

۵- تصویر فورگراندینگ گیسوریزی یِ آفتاب بر شانه ی زمین که در معنای تأویلی شدت نورافشانی خورشید را می رساند از اعتبار بدیع و تازه ای برخوردار است

۶- نعره کشیدن بره ها را تا اعماق علف در این گزاره ی هنری می بینیم ۷-اعماق علف اضافه ایست استعاری که راه به دنیای استعاره ی مکنیه می بردو برجسته سازی تصویر را با توجه به نعره های بره ها در واج آرایی (ر) در واژه های رعد گرده - بره و نعره به گوش می رساند.

۸- از آرایه های بالا که بگذریم جناس زیبای بره و نعره علاوه بر رساندن صدای «بع بع» به زیبایی هنری شعر ٬ جناس را به جا نشانده است .

۹- شاعر در سطر « پلک هایم گشوده نمی شود» به صورت راوی ظاهر می شود و گزاره ای خبری برای انقطاع تصویر ارائه می دهد.

هر چند این گزاره از زبان تصویری خارج می شود ٬ برای پیوند دادن شعر به گیسو ریزی یِ آفتاب بر شانه ی زمین به جا نشسته است که می تواند کنایتی از ندیدن ها در بارش نور باشد.

۱۰- بگو آفتاب گیسو بریزد بر شانه ی زمین گیسوی آفتاب تشخیص است

۱۱- «بگو و گیسو» جناس گونه ای ست که بر قوام موسیقی شعر زیبا به گوش می رسد

۱۲- ضمیر مستتر تو در بگو ابهام مخاطب شاعر را می رساند و بخش ابهامی یِ شعر را تقویت کرده است

۱۳- « بر شانه ی زمین » تشخیص است

تا اینجا شعر از یک زبان تصویری یِ قوی روبروست و آیینه گی ذهن شاعر را در برابر صحرا های چوپان- گرد ٬ به رسایی نشان می دهد

۱۴- قامت هوره ها در گستره ی تشخیص قرار می گیرد و با توجه به معنای هوره و این رسم که هنوز در بین قبائل لر و کرد زنده است می تواند حس آمیزی باشد.

۱۵- در سطر بندی (رع / رع/ رعشه می گیرم ) در زیر پوست شعر ذهن را از طرفی به سوی «رع» خدای آفتاب می کشاند و از طرفی دیگر به سوی رعد و به سوی گیسو ریزی آفتاب ٬در جهت آغاز شعر ساختن ایهام تناسب گامی ست زیبا که بر ابهام شعر افزوده است و از همه مهمتر با توجه به کلمه ی « هوره » که با اهورا مزدا و نور ارتباط دارد ذهن را به ساحت نور می کشاند و شاعر از جوشش ناخود آگاه خویش بر منزلت معنوی شعر افزوده است .

بر بنیانِ دیدگاه اندیشگانی ٬ شاعر در تصویرهایی که آفریده است ٬ ترس خود را از یک وضعیت تراژیک و فاجعه بار به تصویر کشانده است که این فاجعه از آسمان به زمین باریده است و در زمین انسانِ- شاعر ٬ در رعشه ای جانکاه به وضعیت سوگ-سوری با توجه به رسم های ایلی در نشسته است .

با توجه به بنیان دیدگاه زبانی ٬ شعر زبانی تصویری دارد و بازبان معیار شاعر در ساختن این تصویر ها سعی بلیغ کرده است .

از زبان ایلی در زبان معیار تنها از یک واژه «هوره» استفاده کرده است ای کاش شاعر در پاورقی این واژه را به گونه ی زیر توضیح می داد:

« هوره : اصل واژه ی لکی ٬ خواندن برای اهورا مزداست ٬ نوعی خاص و حالتی از آواز و سروده ی لکی است که بیشتر آوازهای این زبان به فهلویات ده هجایی بوده ومی باشد . گاهی تند ٬ گاهی ملایم و گاهی غمگین که وقتی با موسیقی نواخته می شود بیشتر غم از دل می زداید و بیان گر غم دل و شادی و سرود زندگی است .»

( ر- ک- فرهنگ و واژه نامه ی لکی ٬ جلد دوم کریم کیانی کولی وند . با اندکی تلخیص)

در یک نگاه کلی شعر در گیسو ریزی آفتاب سروده ی بانو آفرین پنهانی ٬ با یک زبان تصویری نسبتا قوی ظاهر می شود که متاسفانه تا حدودی این زبان مردانه است

در بعد اندیشگانی حال و هوای ترس شاعر از وضعیتی وخیم سرچشمه می گیرد .

در زبان استفاده از زبان معیار فارسی با یک نمونه اشتباه دستوری (در شانه ی زمین که باید بر شانه ی زمین باشد ) برمی خوریم که شعر را از نظر زبانی آسیب پذیر می کند .

در هر صورت شعر بانو آفرین پنهانی که ما آن را در گیسو ریزی آفتاب قلمداد کردیم ٬ شعر زیبایی ست و می تواند در زنده گردانی هوره های ایلی جایگاه ممتازی داشته باشد و اگر بی غرضانه به آن نگاه شود باید به شاعر خوش آمد بگوییم و به او گوشزد کنیم که دراین غوغای زبانی به دنبال یافتن زبان سره ی خویش باشد مانند گیسو ریزی یِ آفتاب ...


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :