مشاهده تمامی مطالب بخش قلمرو شعر

شعری از هوشنگ چالنگی
سوم بهمن ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | هوشنگ چالنگی شعری از هوشنگ چالنگی
ذوالفقار را فرود آر
بر خواب اين ابريشم
كه از «افيليا»
جز دهاني سرودخوان نمانده است ...

ادامه ...
شعری از احمدرضا احمدی
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | احمدرضا احمدی شعری از احمدرضا احمدی
تمام دست تو روز است
و چهره‌ات گرما
نه سکوت دعوت می‌کند
و نه دير است
ديگر بايد حضور داشت ...

ادامه ...
شعری از قاسم هاشمی نژاد
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | قاسم هاشمی نژاد شعری از قاسم هاشمی نژاد
دلی پرتابی دارم
ازین مناجات بلند که
مدفن بهاری من است
ای عشق
...

ادامه ...
شعری از نسرین جافری
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | نسرین جافری شعری از نسرین جافری
به چیزی اضافه ام نکن
حتی به دورِ کُندِ میکروفونی در گلوی این چکاوک
که خورشید بدون هیچ مبالغه ای
پای بیانش را امضا می کند
- برای حروفچینیِ دوباره ...

ادامه ...
شعری از پگاه احمدی
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | پگاه احمدی شعری از پگاه احمدی
برای من که از بالی کنده شدم در باد
برای من آوازی بخوان
بادبادکِ بی بند !
آسمانِ مرا پس نمی دهند ...

ادامه ...
شعری از ندا آبکاری
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | ندا آبکاری شعری از ندا آبکاری
پس از تو
من می مانم
با طعم گس عصرها
رازها و نگاه ها

...

ادامه ...
شعری از م.موید
شانزدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | م.موید شعری از م.موید
قهوه ای / و هاشوریْ سرخْ سوخته / و زرد
و آفتاب
و آفتابگردان

گُلی –اما آفتابگردان
در کنارِ گُلی
اما آفتابگردان ...

ادامه ...
شعرهایی از هوشنگ چالنگی
شانزدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | هوشنگ چالنگی شعرهایی از هوشنگ چالنگی
از ابرها
آن تکه یی که تویی
نخواهد بارید
مِه همان خواهد بود
چشم بسته و فرو رونده ...

ادامه ...
غزلی از مولانا
شانزدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | مولانا غزلی از مولانا
تو ز من پرس که این عشق چه گنج است و چه دارد
تو مرا نیز از او پرس که گوید چه کسستم
به لب جوی چه گردی بجه از جوی چو مردی
بجه از جوی و مرا جو که من از جوی بجستم ...

ادامه ...
شعرهایی از رستم اله مرادی
پانزدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | رستم اله مرادی شعرهایی از رستم اله مرادی
برابر این کوه
نفس هایم به نام کیست
صبح عجیب
در طنین نور
گوشم به خاکستر
که از شکفتن می نویسم ...

ادامه ...
شعرهایی از شیوا ارسطویی
چهاردهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | شیوا ارسطویی شعرهایی از شیوا ارسطویی
کاغذ که دختر جنگل بود
عاشق تو شد تا نوشتم نام تورا
عروسی کاغذهای باکره آغاز شد
و اندوهِ مادر جنگل ها که می دانست ...

ادامه ...
شعرهایی از علی مومنی
دوازدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | علی مومنی شعرهایی از علی مومنی
می آیی / ای سراغ!
می گیری و دوباره دور می شوی
بر سنگ ردّ پایی و
در آسمان خورشید ...

ادامه ...
شعرهایی از هوشنگ چالنگی
یازدهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | هوشنگ چالنگی شعرهایی از هوشنگ چالنگی
اینجا پرنده‌ها
در یک شعاع محدود
پشت حصارهایی از آهن
خود را،
با زندگی تازه خود وقف داده‌اند ...

ادامه ...
شعری از پرویز اسلامپور
نهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | پرویز اسلامپور شعری از پرویز اسلامپور
اگر از آسمان –
که کویری ست –
تنها یک پرنده به آبشخور گیاه رود
من با این دستهای ترس
جزام را به میکده می آرم ...

ادامه ...
با چشمی از عشق
شعری از احمدرضا احمدی
نهم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | احمدرضا احمدی با چشمی از عشق 
شعری از احمدرضا احمدی
فقط بود
کسی که چشمانش از عشق بود
و گندم بود
و طلوع تفنگ . ...

ادامه ...
شعری از بهزاد زرین پور
هشتم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | بهزاد زرین پور شعری از بهزاد زرین پور
-این قدر به عقربه های ساعت التماس نکن
این سوی دیوار
همان قدر می چرخد زمین
و ما همان قدر می توانیم سایه بگیریم از آفتاب
کافیست این چهار تا دیوار را پشت و رو کنیم : ...

ادامه ...
دو شعر از علی باباچاهی
ششم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | علی باباچاهی دو شعر از علی باباچاهی
زیر همین چند سطر گل سرخ را امضا کن
و نام و نام خانوادگی اَت را هم بنویس
بیست و چند سال دیگر از این جا که می گذری
من که نباشم/ تمام حیاط را پوشانده ست
امضای یادگاری برای همینجور چیزهاست
چشم هایت را در آینه امضا می کنی ...

ادامه ...
شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا
ترجمه ی بیژن الهی
سوم دی ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | فدریکو گارسیا لورکا شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا
ترجمه ی بیژن الهی
برخیز ای یار
شنیدنْ زوزه ی سگ آشوری را .
سه حوری ی سرطان رقصیده اند ،
پسرم .
از کوهستان ، موم قرمز آورده ند
و شمد های خشن که خفته بود در آن
سرطان . ...

ادامه ...
شعرهایی از
م .ﻣﺅید
بیست و هفتم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | م .ﻣﺅید شعرهایی از 
م .ﻣﺅید
تاب یک ، دو ، سه و چهار ، چهار شعر از م .ﻣﺅید است که از تاریخ ١٣۵٠/١٢/٠٢ تا ١٣۵٠/١٢/١١ سروده شده و در سال ١٣٨٠ در مجموعه " گُلی - اما آفتابگردان " ، انتشارات نامجوفرد ، صفحه ٢٣ تا ۴٠ منتشر شده است . نشر مجدد این اثر را برای اولین بار در پیاده رو مطالعه بفرمایید ...

ادامه ...
در این زایمان درد بی حسرت
شعری از
احمدرضا احمدی
بیست و ششم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | احمدرضا احمدی در این زایمان درد بی حسرت
شعری از 
احمدرضا احمدی
این اثر ، شعری از احمدرضا احمدی در بیست اپیزود است که نخستین بار در جزوه شعر طرفه شماره ٩ ، صفحه ١٢ ، آذر ماه ١٣۴۵ منتشر شد . جزوه شعر ضمیمه مجله نگین بود و زیر نظر اسماعیل نوری علاء اداره می شد ...

ادامه ...
شعری از نازنین نظام شهیدی
بیست و چهارم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | نازنین نظام شهیدی شعری از نازنین نظام شهیدی
بیهوده پهناوریم
گورستان ها در ما گسترده می شوند
و سنگ ها دری هستند
که بر گذشته می بندیم.
گستردگی
راهی جز به سنگ های سپید نخواهد برد ...

ادامه ...
شعرهایی از علی میرکازهی
بیست و چهارم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | علی میرکازهی شعرهایی از علی میرکازهی
قیل و قال کلاغ ها
در بازدم بیوه ی برف
که از سنگ
مرا تنها همین پیشانی بود ...

ادامه ...
شعر خوب از یدالله رویایی
بیست و چهارم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | یدالله رویایی شعر خوب از یدالله رویایی
آنچه زبان می خورَد
همیشه همان چیزی ست
که زبان را می خورَد
امیدِ آمدنِ لغتی
لغتی که نمی آید ...

ادامه ...
شعری از احمد شاملو
بیست و یکم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | احمد شاملو شعری از احمد شاملو
هنوز
در فکرِ آن کلاغم در دره‌های یوش:
با قیچی سیاهش
بر زردی‌ِ برشته‌ی گندمزار
با خِش‌خِشی مضاعف ...

ادامه ...
یک شعر خوب از
محمود شجاعی
پانزدهم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | محمود شجاعی یک شعر خوب از 
محمود شجاعی
میان دو سنگ
می پذیرم
می پذیرم بنشینم و لال شوم ...

ادامه ...
چند شعر از شاپور بنیاد
سیزدهم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | شاپور بنیاد چند شعر از شاپور بنیاد
من
آرام از فصل عشق بازی ی اشیا می گفتم
و قلب ساعتی که گم شده بود
کنار هستی ات می زد ...

ادامه ...
شعری از پرویز کریمی
نهم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | پرویز کریمی شعری از پرویز کریمی
حریم تشنه ی بستر در انتظار تنت بود
به سر،به شیوه ی هر شب،هوای داشتنت بود
سکوت ثانیه ها را صدای مرتعشی کشت
صدای سکسکه ی در، صدای آمدنت بود ...

ادامه ...
شعری از پگاه احمدی
هشتم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | پگاه احمدی شعری از پگاه احمدی
سیّد مرا بُکُش !
پایین هواست که پایین نمی رود
برادرِ این ابر ، خواهرِ من بود ...

ادامه ...
حرف های روپوش سرمه ای
گراناز موسوی
هفتم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | گراناز موسوی حرف های روپوش سرمه ای 
گراناز موسوی
حتا تمام ابرهای جهان را به تن كنم
باز ردایی به دوشم می افكنند
تا برهنه نباشم
این جا نیمه ی تاریك ماه است ...

ادامه ...
آزادی و تو
بیژن الهی
ششم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | بیژن الهی آزادی و تو 
بیژن الهی
اینک خزانهای پی‌درپی
از هم برگهای جوان می‌خواهند!
می‌توانستیم توانستن را به برگها بیاموزیم
تا افتادن نیز توانستن باشد ...

ادامه ...
شعرهایی از ایرج کیانی
چهارم آذر ماه ١٣٩۵ | قلمرو شعر | ایرج کیانی شعرهایی از ایرج کیانی
در چشم های تو
آذوقه های زمستان بود
اینجا برای چه می ماندی
وقتی تمام قافیه ها را
می دانستی ...

ادامه ...