گزارش نقد داستان«آقارضا وصله کار»
بیست و سوم تیر ماه ١٣٩٨ | بازتاب | نازنين عظيمي گزارش نقد داستان«آقارضا وصله کار»
جلسه ی نقد و بررسی داستان «آقارضا وصله کار» نوشته ی «مهیار رشیدیان» درس خوانده ی ادبیات نمایشی، عصر چهارشنبه ٢٩ خرداد ٩٨ با حضور نویسندگان، منتقدان، مترجمان و جمعی از دوستداران ادبیات در سلسله نشست های «درغیابِ نویسنده» در انجمن صنفی مترجمان استان البرز برگزار شد. اين روزها چاپ دوم كتاب از سوي نشر نيلوفر به بازار آمده است.
در ابتدا «مهیار رشیدیان» بخشی از داستان را برای حضار خواند و اجرا كرد ، پس از آن «احمد درخشان» نويسنده رمان مه‌ماني به عنوان مجری و اولین منتقد جلسه، ضمن تشکر از نويسنده به دلیل خوانش شیرین لری و ...

ادامه ...
شعری از سامان اصفهانی
بیست و سوم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | سامان اصفهانی شعری از سامان اصفهانی
سعدآباد شکسته بود
سرسام رود از چشم‌های تو می‌گذشت
برگی اما سبز نمی‌شد
به چنارها نگاه نمی‌کردم ...

ادامه ...
شعری از سایه باقری
بیست و سوم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | سایه باقری شعری از سایه باقری
مُرده بودی
قبل از طلوع اولین تصویرِ روز در آینه
قبل از شلوغ‌بازی گنجشک‌ها
مُرده بودی و
این درد کمی نبود
که هرچه به در می‌زدم ...

ادامه ...
شعرهایی از نادر چگینی
بیست و سوم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | نادر چگینی شعرهایی از نادر چگینی
نه
نم هم پس نمی‌دهد
کم هم نمی‌آورد
این درخت در من روی تاریخ باد
دو تکه حرف
دست ...

ادامه ...
داستانی از آنا کاوان
ترجمه ی جلیل جلالی
بیست و سوم تیر ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | جلیل جلالی داستانی از آنا کاوان
ترجمه ی جلیل جلالی
بنا به دلایلی، در محل زندگی‌ام تاکسی کم پیدا می‌شود. در شبی بارانی مثل امشب آن هم دیر وقت، تعداد انگشت شماری که دوربرمان هستند بی‌شک مشغولند، تازه اگر راننده‌هایشان به گرمای خانه پناه نبرده باشند. بنابراین، نگران این بودم که نتوانم برای ام تاکسی گیر بیارم، زیرا که از عصر با یک بیمار قرار ملاقات گذاشته بود و قرار بود سر راه خود به او سر بزند. شارژ به نظر می‌رسید؛ زیرا در مورد مرسیدس بزرگ و شگفت‌انگیزی صحبت می‌کرد که قرار بود به محض اینکه ...

ادامه ...
شعری از میخوش ولی‌زاده
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | میخوش ولی‌زاده شعری از میخوش ولی‌زاده
از تو چیزی به یادگاری بردن
با دو خورشید در دل اما دلسرد!
چند سال است که تو را ندیدن
تو را در پیاده‌روها گشتن
در توهم مه‌آلود یک روز بارانی ...

ادامه ...
داستانی از ایمی همپل
ترجمه ی سینا صالحی
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | سینا صالحی داستانی از ایمی همپل
ترجمه ی سینا صالحی
ایمی همپل ؛ زادهٔ ۱۴ دسامبر ۱۹۵۱ نویسنده داستان کوتاه و روزنامه‌نگار آمریکایی است. وی در کالج بنینگتون و دانشگاه فلوریدا نویسندگی خلاق تدریس می‌کند. وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه پن/ مالامود و کمک هزینه گوگنهایم شده‌است.
کتاب‌شناسی: دلایل زندگی (۱۹۸۵) / بر دروازه‌های پادشاهی حیوانات (۱۹۹۰) / خانه آشفته (۱۹۹۷) / به هر طریقی: اشعاری از سگهای نویسندگان (۱۹۹۹) / سگ ازدواج (۲۰۰۵) / مجموعه داستان (۲۰۰۶) / داستان‌های جدید از جنوب (۲۰۱۰) ...

ادامه ...
شعری از زامان پاشازاده
ترجمه ثریا خلیق خیاوی
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ثریا خلیق خیاوی شعری از زامان پاشازاده
ترجمه ثریا خلیق خیاوی
مثل انسانی که در آینه ها منعکس نمی شود
مقابلت ایستاده ام
می بینی؟

در تلاقی بودن و نبودن، از کنج خلاء
تو را صدا می زنم
می شنوی؟ ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالقاسم مومنی
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | ابوالقاسم مومنی شعرهایی از ابوالقاسم مومنی
و روی دیگر من
شمشادهای بلند
خواب که از تو
در ورای بنفش
جوی هایی که از آتش
در تنم می گذرد ...

ادامه ...
شعری از مهدی. ع. راد
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | مهدی. ع. راد شعری از مهدی. ع. راد
من رشد بذر را به نام خود نام نهاده بودم تا
افرادِ آب دریابند مقصودشان کجاست!
بر اصوات معلق خود را پراکندم و پراکندم دست‌هایی را به اشاره
که هوا را بشکافند و همه‌چیز را به نام من، دگربار بیافرینند ...

ادامه ...
شعری از ایمان رحمانی
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | ایمان رحمانی شعری از ایمان رحمانی
یلدا شبی که از نگاه تو اناری چید
رنگی که از من پرید
و به سرخی لب‌ها افزود
به شوری یا شیرینی که نمی‌زند! (مهمانان گفتند!)
امشب اگرچه دست‌های خون ندیده ...

ادامه ...
نگاهی به شعرهای م.روانشید
سریا داودی حموله
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | اندیشه و نقد | سریا داودی حموله نگاهی به شعرهای م.روانشید
سریا داودی حموله
هسته ی مرکزی شعرِ م. روانشید رویکردی معترضانه و انتقادی دارد. ارتباط سطرها به علت موضوعیت ظرافت ساختاری را به ذهن مخاطب متبادر می کند.
تعدد گزاره های خبرینشان از وضعیت و موقعیتی خاص دارد. شعر از شش بند تشکیل شده است. آغاز آن «ما ناپدید شدیم، نمردیم» آن چنان قوی است که کل سطرها را تحت الشعاع قرار داده است و در آخر به صورت چرخشی دوباره تکرار شده است ...

ادامه ...
شعری از مهدی معظمی
ششم تیر ماه ١٣٩٨ | قوالب کلاسیک | مهدی معظمی شعری از مهدی معظمی
این ایستگاه آخر راه است
چیزی به غیر هیچ نمانده
آرام گریه کن ته خطم
نه!فرصت(بپیچ!...)نمانده ...

ادامه ...
شعرهایی از پاتا شاموگیا
ترجمه ی آزیتا قهرمان
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از پاتا شاموگیا
ترجمه ی آزیتا قهرمان
پاتا شاموگیا شاعرونویسنده متولد آبخیزیا یکی از مهم ترین چهره های شعر امروز گرجستان است . مجموعه اشعار شاموگیا محبوبیتی گسترده بین مردم و منتقدان داشته و موفق به دریافت بعضی از مهم ترین جوایز ادبی شده است . شعر های او آمیز ه ای از طنز و تخیل وابداعات زبانی است .او با خلاقیتی شاعرانه ونگاهی دوباره به متون مذهبی ارتدوکس و سنت ها ی قدیمی ؛ شعر هایی مدرن و متفاوت درباره زندگی ؛ عادت ها وروابط مرسوم در جامعه امروز گرجستان نوشته است ...

ادامه ...
شعری از اکبر قناعت زاده
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | اکبر قناعت زاده شعری از اکبر قناعت زاده
خالِ پریشانحالی به تعلیق
گذاشتم بر صورتی مجازی
قطعه قطعه شده
بر ملا و ناپیدا ...

ادامه ...
شعرهایی از فرساد فرهادی
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | فرساد فرهادی شعرهایی از فرساد فرهادی
غربت ...
ناکجا آباد دل است ...
... نه ناکجاآباد دنیا ........
تو در میان جمع نیز ...
....... تنهائی ............... ...

ادامه ...
شعری از عفت کاظمی
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | قوالب کلاسیک | عفت کاظمی شعری از عفت کاظمی
سخت می گیرمت در آغوشم
کوه آتشفشان شوی حتی
فاش گفتم که دوستت دارم
آتشی در دهان شوی حتی ...

ادامه ...
داستانی از امید کامیارنژاد
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | داستان | امید کامیارنژاد داستانی از امید کامیارنژاد
این پنجره های آهنی اگر تا صبح کیپ تا کیپ بسته بمانند، قطعاً این عباس حرامی مرا خواهد کُشت. جناب باز پرس، لااقل دستور بفرمایید یکی از این پنجره ها را باز کنند، تا هم نور بتابد تو هم این بوی تعفنِ مرده ماهی کمی کم بشود. آخر تصدق‌تان بشوم با این نور ضعیف مهتابی، با این قندیل فکسنی... چی؟ قندیل نیست؟ بله چشم. امر، امر شماست ...

ادامه ...
داستانی از علیرضا فراهانی
بیست و چهارم خرداد ماه ١٣٩٨ | داستان | علیرضا فراهانی داستانی از علیرضا فراهانی
حالا وقت پرت شدن که با کلی تلاش و تقلا خودم رو رسوندم به نوک این قلّه و دستام رو از دو طرف باز کردم و جفت پاهامو چسبوندم بهم تا موقعِ سقوط همون شکلی که تو ذهنم تصور می کردم رو داشته باشم ، حس میکنم تازه دارم نفس می کشم ...

ادامه ...
دانلود شماره‌ی پنجم فصل‌نامه‌ی هفتاد
هجدهم خرداد ماه ١٣٩٨ | نشر الکترونیکی | پیاده رو دانلود شماره‌ی پنجم فصل‌نامه‌ی هفتاد
تازه‌ترین شماره‌ی فصل‌نامه‌ی "هفتاد" با آثار و گفتاری از این عزیزان آمده است: محمد آشور ، امین حراری ، پگاه احمدی ، زلما بهادر ، علیرضا بهنام ، عابدین پاپی ، ابوالفضل پاشا ، محمد جانبازان ، فاطمه جعفری ، رزا جمالی ، آتفه چهارمحالیان ، بهزاد خواجات ، عبدالله رییسی ، یدالله شهرجو ، سید علی صالحی ، نوید کاوری زاده ، علی رضا مطلبی ، افسانه نجومی ، مایا آنجلو ، جان اشبری ، سارگون بواص ، ازرا پاوند ، محمود درویش ، باب دیلن ، ودیع سعاده ، محمد ماغوط ...

ادامه ...
شعری از نگین فرهود
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | نگاه اول | نگین فرهود شعری از نگین فرهود
که حروفِ ...
بریزد از لای دندانِ عفونت
پخش در خانه شود
حروفِ وقتی صدا نمی‌زنمت به نام .
چشم که بچرخانم دورِ دهان
صبر بردارم از زبان و
هی ببلعم شیونِ روز ...

ادامه ...
نگاهی به رمان «آتش زندان» اثر ابراهیم دمشناس
علیرضا فراهانی
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | اندیشه و نقد | علیرضا فراهانی نگاهی به رمان «آتش زندان» اثر ابراهیم دمشناس
علیرضا فراهانی
رمان «آتش زَندان» ابراهیم دمشناس با حجم تقریبی ٨٠٠ صفحه ای خود ، خواننده اش را گرم و مشتاق به خواندن تا به انتها نگه می دارد . رمانی که نه زبانی ساده و خوشخوان دارد و نه به لحاظ روایی در زمره روایات متداول و تکراری شهری امروز قرار می گیرد .
اما تجربه ای که برای خود صاحب این قلم در خصوص خوانش این رمان و یافتن ذوقِ به پیش راندنش که از سر اتفاق هر قدر اثر رو به جلو می رود جذابیت صدچندانی نیز می یابد ، این بوده که ۵٠ صفحه نخست رمان را می بایست بسیار ...

ادامه ...
شعری از سمیه جلالی
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | قوالب کلاسیک | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
گفتی: "بخوان" به نام خدایان بوالهوس
دیباچه ی جماع بُز و اَنتر و مگس
تکرار کن نحوست عصر مدرن را
در انزوای کاغذی و ساده ی قفس ...

ادامه ...
شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی از رُزا جمالی
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | نگاه اول | رُزا جمالی شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی از رُزا جمالی
سه خواهرِ من نشسته اند
بر گدازه ها و سنگ
برای بار اول است که در نور به وضوح می بینم آن ها را ... ...

ادامه ...
دو شعر از شارل وان لِربرگ
ترجمه و معرفی از محمد زیار
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | محمد زیار دو شعر از شارل وان لِربرگ 
 ترجمه و معرفی از محمد زیار
شارل وان لِربرگ از نسل خارق االعاده سرایندگان نماد گرای پایان سده نوزدهم، به تاریخ بیست و یکم اکتبر سال ١٨۶١ در شهر گان (Gand) واقع در شمالغرب بلژیک به این جهان آمد. پس از مرگ پدر (بسال ١٨۶٨) به مدت هفت سال در کنار مادر و خواهرش ماری که یک سالی از او کوچک‌تر بود زندگی کرد.
از ١٨۶٧ تا ١٨٧٠ در آموزشگاه سَنت اَمان (lInstitut Saint-Amant) دوره ابتدایی را گذراند؛ در ماه اوت همان سال برای پیگیری تحصیلات خود در مدرسه سنت بارب (College Sainte-Barbe) که بدست یسوعیان اداره می‌شد نام نویسی کرد. در سال ١٨٧١، شاید بدلیل ...

ادامه ...
داستانی از نفیسه نظری
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | داستان | نفیسه نظری داستانی از نفیسه نظری
در اندیشه‌ی استاد بودیم! و غرق در تفسیر ابیات! قراربود امتحانی بگیرد. دیرتر آمد. ده‌دقیقه دیرتر آمد. نشست. و خودش را به‌اجبار میانِ عقربه‌های ساعت روی مچ‌های‌مان جاداد. در گذشته بود و زخم کنار ‌شانه‌هایش در امتداد زمان دردمی‌کرد ...

ادامه ...
نگاهی به رمان شب جاهلان نوشته منصور علیمرادی
مهدی معرف
سوم خرداد ماه ١٣٩٨ | اندیشه و نقد | مهدی معرف نگاهی به رمان شب جاهلان نوشته منصور علیمرادی
مهدی معرف
روایت در رمان شب جاهلان نرم و مات و کدر شروع می شود و دست نویسنده به آرامی شیشه رو به دنیای رمان را از لکه های شبنم و مه می زداید و افق دید خواننده را وسعت می دهد. منصور علیمرادی می داند چگونه قلم اش را بگرداند که چشمان خواننده بی خواب و سرخ شود.نویسنده از همان ابتدا و آغاز سوار بر مرکب خیال و ذهن مخاطب اش می تازد. ...

ادامه ...
شعری از ایمان مومنی
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | ایمان مومنی شعری از ایمان مومنی
از خاکی که با باد رفت و
کویر را تنها گذاشت
چند دانه جدا کنم
برای روزهای تنهام ...

ادامه ...
شعری از ابریشم معینی
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | ابریشم معینی شعری از ابریشم معینی
تو تصویری از من را به خانه آوردی که به اسم صدایت می‌کرد
ظهر با عطر برنج
صندلی خالی روبرویت را پر می‌کرد ...

ادامه ...
آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد» به چاپ رسید
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | معرفی کتاب | پیاده رو آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد» به چاپ رسید
آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد» به همت نشر هشت و در نمایش‌گاه کتاب منتشر شد. علاقه‌مندان به تهیه‌ی این کتاب به نمایش‌گاهِ کتابِ تهران، شب‌ستان، راه‌رو ۴، غرفه‌ی ٣۵ مراجعه کنند.
آفاق شوهانی و ابوالفضل پاشا از سالِ ١٣٩۶ گردآوریِ آنتولوژیِ «در گستره‌ی هفتاد» را آغاز کردند و در همان سال متن کتاب را به نشرِ هشت سپردند. گردآورنده‌گانِ این آنتولوژی، سه گروه از شاعران را در این کتاب معرفی کرده‌اند ...

ادامه ...
شعری از جعفر رضاپور
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | قوالب کلاسیک | جعفر رضاپور شعری از جعفر رضاپور
مگر که هرچه بگویم به گفته می آیی؟
تو از کدام جهان نهفته می آیی؟
در استعاره و تشبیه ها نمی گنجی
تو گویی از دل شعری نگفته می آیی ...

ادامه ...
داستانی از روناک سیفی
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | داستان | روناک سیفی داستانی از روناک سیفی
ملافه‌ها را طوری که چروک نشوند روی بند پهن کرد و گیره‌های شسته را بهشان زد. خواست تشت را بردارد که متوجه لکه‌ای روی روتختی‌اش شد. به کف دست‌هایش نگاه کرد، نکند کثیف بوده باشند. اما نه تمیز بود! آن قسمت را آنقدر به هم سابید که کف دست‌هایش سرخ شد، بی‌فایده بود. ملافه را جمع کرد و پرت کرد توی تشت. ...

ادامه ...
داستانی از آقاسی آیوازیان
ترجمه ی امیک الکساندری
هجدهم اردیبهشت ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | امیک الکساندری داستانی از آقاسی آیوازیان 
ترجمه ی امیک الکساندری
برایم پیغام آوردند که پارگِو یِسائیان درخواست کرده تا به ملاقاتش بروم. پارگِو دوست دوران دانشجویی ام بود و بیش از بیست سالی می شد که ندیده بودمش. حالا آفتابی شدندش مایه تعجب بود آن هم با این خواهش دستور مانند به ضم من. چی شده؟...چرا اللخصوص به یاد من افتاده؟...مگر نه اینکه طی این سالیان دور و دراز او به هیچ وجه اشاره ای دال بر صمیمیت مان نکرده بود؟ من هم از شما چه پنهان تقریبا فراموشش کرده بودم ...

ادامه ...
شعرهایی از آنا آخماتوا
ترجمه ی بهمن بلوک نخجیری
سی ام فروردین ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | بهمن بلوک نخجیری شعرهایی از آنا آخماتوا
ترجمه ی بهمن بلوک نخجیری
آنا آخماتوا یکی از مهم ترین شاعران روس در قرن بیستم محسوب می شود. یکی از دلایل اهمیت آخماتوا نقش او به عنوان شاعری بوده، که سرنوشت و تاریخ سن پترزبورگ-پتروگراد-لنینگراد را در قرن بیستم به عینه با تمام تراژدی ها و افتخاراتش تجربه کرده است. او حتی در خشن ترین سال های تاریخ شوروی و دوران ممنوعیت انتشار آثارش شهرت خود را به عنوان استادی صاحب سبک و صدای شاعرانه ای حقیقتاً اصیل همچنان حفظ کرد ...

ادامه ...
شعری از احسان نعمت‌اللهی
سی ام فروردین ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | احسان نعمت‌اللهی شعری از احسان نعمت‌اللهی
چه ناخواسته لغزید
خواستنی‌هات
تا نیم‌کره‌ی کش‌آمده‌ای/ از نگاهم،
میان ورّاجیِ سکوت
ننداخته سوزنی
به کاهدانِ زنانگی‌ات ...

ادامه ...
شعرهایی از فرساد فرهادی
سی ام فروردین ماه ١٣٩٨ | شعر امروز ایران | فرساد فرهادی شعرهایی از فرساد فرهادی
وقتی نمی‌توانی ...
... سرک بکشی ...
... کجا می‌توانی ...
........ زندگی کنی ...؟ ...

ادامه ...
نگاه پروفسور سید عین الحسن به مجموعه ی
" آدم از کدام فصل به زمین افتاد " سروده فرناز جعفرزادگان
سی ام فروردین ماه ١٣٩٨ | اندیشه و نقد | سید عین الحسن نگاه  پروفسور سید عین الحسن به مجموعه ی
سرزمین ایران از زمانهای قدیم تا کنون مهد سخن سرایان بزرگ علم و ادب بوده است . همچنین زنان شاعر نیز درعرصه حیات ادبی این کشور سهامی خود را به خوبی ایفا نموده اند .
خانم فرناز جعفرزادگان نیز یکی از ارکان بیش قیمت این سلسه است که بالحن و سجع لطیف ، وظیفه ی اجتماعی خودرا به دوش کشیده است و هم دراین شیوه موفق بوده است ...

ادامه ...
شعری از جوزف برادسکی
ترجمه ی رُزا جمالی
بیست و سوم فروردین ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | رُزا جمالی شعری از جوزف برادسکی
ترجمه ی رُزا جمالی
شرح برخی از مشاهدات در گوشه ای گرم و دنج
نیم نگاهی که خطی از خود را بر هر چیز که بر آن خانه کرده برجا گذاشته
آب شکل عمومی شیشه است ...

ادامه ...
شعری از شارل بودلر
ترجمه آسیه حیدری شاهی سرایی
بیست و سوم فروردین ماه ١٣٩٨ | ادبیات فرانسه | آسیه حیدری شاهی سرایی شعری از  شارل بودلر
ترجمه آسیه حیدری شاهی سرایی
ه یاد آر روح من!
چیزی را که دیدیم
امروز
صبحی چنین دل انگیز از تابستان
در پیچِ گذری
مرداری را
شرم انگیز
بر بستری از سنگریزه ...

ادامه ...
شعری از امی لارنس لاول
ترجمه ی سعید جهانپولاد و فیروزه محمدزاده
بیست و سوم فروردین ماه ١٣٩٨ | ادبیات جهان | سعید جهانپولاد و فیروزه محمدزاده شعری از امی لارنس لاول 
ترجمه ی سعید جهانپولاد و فیروزه محمدزاده
در بادبان کشتی ها و
دریاها
صداش می پیچد
زنبور عسل را
از گلهای شیپوری بیرون می راند
آوازش
درختان جنگلهای دور را پریشان
می کند ...

ادامه ...
ویژه نوروزی سال 1398 پیاده رو منتشر شد
بیست و دوم اسفند ماه ١٣٩٧ | بازتاب | پیاده رو ویژه نوروزی سال 1398 پیاده رو منتشر شد
با آثاری از : سید علی صالحی ، هرمز علی پور ، م.موید ، قباد آذر آیین ، پگاه احمدی ، رزا جمالی ، آزیتا قهرمان ، علی مومنی ، مهرنوش قربانعلی ، ابوالفضل پاشا ، مظاهر شهامت ، آفاق شوهانی ، میثم ریاحی ، بابک صحرانورد ، امیر رضا بیگدلی ، وحید نجفی ، حسن نیکوفرید ، سید محبوبه بصری ، زینب چوقادی ، حسن دلبری ، جواد کاظمینی ، سمیه کاظمی حسنوند ، مجتبی مقدم ، خاطره محمدی ، شیرین ورچه ، ویلیام باتلر ، رئوف بیگرد ، دوروتی پارکر ، جاهیت سیتکی تارانجی ، نیکلا مادزیرف ، آساف ...

ادامه ...
شعری از پریسا کیانی
بیست و یکم اسفند ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | پریسا کیانی شعری از پریسا کیانی
بر پیکر هزارپاره‌ات ایستاده‌ام
و مشتی خاک
بر چشم‌های قدیمی‌ات
هنوز دارد تو را به یاد می‌آورد
اما پرنده‌ای
که چینه‌دان اش ...

ادامه ...
معرفی کتاب «دشت های سرد سوئد »
اشعار منتشرنشده زنده‌یاد سهراب رحیمی
آزیتا قهرمان
بیست و یکم اسفند ماه ١٣٩٧ | معرفی کتاب | آزیتا قهرمان معرفی کتاب «دشت های سرد سوئد »
اشعار منتشرنشده زنده‌یاد سهراب رحیمی
آزیتا قهرمان
کتاب «دشت های سرد سوئد » آخرین اشعار منتشرنشده زنده‌یاد سهراب رحیمی است. زندگی یک شاعر آیینی عاشقانه برای بنیاد شهری شگفت در کلمه‌هاست. جایی که آینده وگذشته ،رفتگان و بازماندگان یکدیگر را ملاقات می‌کنند. شهری که در غیاب شاعر دروازه هایش همچنان باز، فصل‌هایش گشوده و چراغ‌هایش روشن می‌ماند.
چه کارتلخ وغم انگیزی است ، در فقدان او بر کتابش پیشگفتار نوشتن ،کتابی که خود او اشعارش را جمع‌آوری و برای چاپ آماده کرده بود . عکسی برای جلد وعنوانی برای هر بخش برگزیده و قصد انتشارش را داشت ...

ادامه ...
خوانش شعری از علیرضا نوری
یداله شهرجو
بیستم اسفند ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | یداله شهرجو خوانش شعری از علیرضا نوری
یداله شهرجو
شعر «شب شراب» از علیرضا نوری تفاوت عمده‌ای با سایر سروده‌های این شاعر در مجموعه ی« زوال» ندارد، شعرهایی که در نگاه اول ساده و سهل به نظر می‌آیند اما مرور هر شعر تا انتها، واقعیت دیگری را آشکار می‌کند. واقعیتی که عمق معنا، برجستگی ویژه ی آن است. نوری در شعر شب شعر باز هم شاعر حوزه ی معناست گرچه زبان نیز پتانسیل‌های خاص خود را دارد اما ...

ادامه ...
بهترین کتابِ سالِ 2000:
آخرین سامورایی نوشته‌یِ هِلِن دِویت
بیستم اسفند ماه ١٣٩٧ | معرفی کتاب | پیاده رو بهترین کتابِ سالِ 2000: 
آخرین سامورایی نوشته‌یِ هِلِن دِویت
بهترین کتابِ سالِ ٢٠٠٠ ارتباطی به فیلمِ ضعیفِ سالِ ٢٠٠٣ با همین نام (با بازیِ تام کروز) ندارد، هر چند که اگر کسی عنوانِ مشابه‌شان را بشنود فرض را بر این می‌گذارد که فیلم از داستان الهام گرفته است و یا اگر عنوان در گوگل وارد شود این نوشته در ویکی‌پدیا ظاهر می‌شود: «این مقاله پیرامونِ یک فیلم است ...

ادامه ...
شماره چهارم نشریه هفتاد منتشر شد
چهاردهم اسفند ماه ١٣٩٧ | نشر الکترونیکی | پیاده رو شماره چهارم نشریه هفتاد منتشر شد
با آثاری از : محمد آشور/ مسعود احمدی / شیوا ارسطویی / سامان بختیاری / عابدین پاپی / فرزین پارسی کیا / ابوالفضل پاشا / منیره پنج تنی / علی رضا پنجه ای / مزدک پنجه ای / امیر حسین تیکنی / محمد جانبازان / محمد جدیری رهنمایی / لادن جمالی / رضا چایچی / نادر چگینی / نرگس دوست / ایمان رحمانی / علی رضا رعیت / میثم ریاحی / محمد زیار / احسام سلطانی / نبی شهبازی / مسعود ضرغامیان / اسماعیل علی پور / فرناز فرازمند / فرشید فرهمندنیا / پژمان قانون / مراد قلی پور / جلیل ...

ادامه ...
شعری از بختیار وهاب‌زاده Bakhtiyar Vahabzadeh
برگردان از کاظم نظری بقا
سوم اسفند ماه ١٣٩٧ | ادبیات ترکیه و آذربایجان | کاظم نظری بقا شعری از بختیار وهاب‌زاده Bakhtiyar Vahabzadeh
برگردان از کاظم نظری بقا
"دیگر این‌گونه نمی‌توانم ادامه دهم
کافی‌ست
خسته‌ام
دیگر تمام‌اش کنیم!"
درحالی‌که اینها را گفتی سوار اتوبوس شدی
ایستادم ...

ادامه ...
شعرهایی از مایرَم تکیه‌ای
سوم اسفند ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | مایرَم تکیه‌ای شعرهایی از مایرَم تکیه‌ای
ای زکریای درخت‌ها
اسب سیاهِ بسته در تنه‌ام
چنان شیهه می‌کشد
که گم‌شده در پای رفتن‌اند ریشه‌ها
...

ادامه ...
داستانی از رومینا نیک اندیش
سوم اسفند ماه ١٣٩٧ | داستان | رومینا نیک اندیش داستانی از رومینا نیک اندیش
یک وجب و سه انگشت! دوباره گردنش را اندازه گرفت. درست بود! آن زمان که نشانه های ایراد ظاهری اش آشکار شد، بالای سر مادرش رفت. خوابیده بود. آرام با انگشت هاش طول گردن او را اندازه گرفت. هفت انگشت بود. بعد از محاسبه به این نتیجه رسید که آنچه او را از رابطه با دیگران منع می کرد، اختلاف نه سانتی گردنش با گردن های دیگر بود. همان شب از خانه بیرون زد. به دور از چشم همسایه ها پلاک خانه هایی را که عدد نه در آن دیده می شد، با چاقو خراشید ...

ادامه ...
نقد و نظری بر رمان" انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای!"
نوشته‌ی حمید حیاتی
قاسم امیری
سوم اسفند ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | قاسم امیری نقد و نظری بر رمان
حمید حیاتی با نوشتن این اثر تامل برانگیز مدخل قابل قبولی را وارد داستان نویسی جدید کرده است.(ترس از جمعیت) تا آن جا که نگارنده آگاهی دارد در ادبیات ما چه تالیف و چه ترجمه کتابی در این زمینه نگاشته نشده است. تازگی موضوع، سبب نشده است که نویسنده با پرگویی سبک و سیاق مدرن رمان را خدشه‌دار کند. واژگان چنان چلانده و چکش خورده‌اند ...

ادامه ...
معرفی مجموعه داستان یاس امین الدوله
نوشته سمیه کاظمی حسنوند
سوم اسفند ماه ١٣٩٧ | معرفی کتاب | پیاده رو معرفی مجموعه داستان یاس امین الدوله
نوشته سمیه کاظمی حسنوند
مجموعه داستان یاس امین الدوله نوشته سمیه کاظمی حسنوند آذر ماه امسال با انتشارات ورا به قیمت ۱۶۰۰۰تومان راهی بازار کتاب شده است. کتاب مشتمل بر ۱۰ داستان است. سنجد و تاتوره، من جاناتان مرغ دریایی نیستم، کت قرمز، شاندیز، گالری خیابان جردن، چلچله ای با بالهای ابریشمی، قند عسل، یاس امین الدوله، گل و مرغ ، و ماه مشتعل ، داستان های این مجموعه را تشکیل می‌دهد. بیشتر داستان‌های این مجموعه بر حول محور رئالیسم اجتماعی است ...

ادامه ...
شعری از مری الیور
ترجمه ی فیروزه محمدزاده و سعید جهانپولاد
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | فیروزه محمدزاده و سعید جهانپولاد شعری از مری الیور
ترجمه ی فیروزه محمدزاده و سعید جهانپولاد
مری اولیور که در شعرهایش بیشتر به مضمون طبیعت، حیات وحش می‌پرداخت و مورد تحسین منتقدین قرار داشت، در خانه‌اش در فلوریدا درگذشت. اشعار و آثار او صریح ، روان و ساده نگری و با لحن صمیمانه و در ستایش طبیعت و در تقبیح طمع،حرص و قدرت و بی‌نظمی و دیگر خصایص بد انسانی به شهرت رسیده ، یکی از مهم‌ترین ویژه گی سبک نوشتاری روان و ساده نویسی اش و از عناصر نشانه شناسی و زیست بومی و طبیعت انگاری که مورد استفاده اولیور بود که به ندرت آن را درباره انسان‌ها به کار می‌برد ...

ادامه ...
شعری از سید حمید شریف نیا
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | سید حمید شریف نیا شعری از سید حمید شریف نیا
هنوز نامم
به تلنگری کسل
میان شب
از ستاره می‌افتد
میان این سپیده دنباله‌دار
...

ادامه ...
پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟
عابدین پاپی
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | نگاه اول | عابدین پاپی پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟
عابدین پاپی
نگارش و نگرش به یک موضوع که به عنوان خبری تازه ومفهومی فرآرونده بر جامعه سایه می افکند از چند ویژگی بهره مند است . نخست نگارشی درست و خوانا از آن موضوع است دوم نگرشی چند جانبه که حداقل خواننده بتواند با مضامینی تازه از آن موضوع مواجه شود و سوم شناخت ازایده های آن موضوع است به طوری که پشت بند هر نشانه ای چه به هنگام باشد و چه نا به هنگام یک ایده نهفته است ...

ادامه ...
داستانی از
پویان نوروزی
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | داستان | پویان نوروزی داستانی از 
پویان نوروزی
این همه آدم وسط این میدان بی صاحب چه گم کرده اند؟ همه ی روزی این شهر در همین یه گله جا قسمت می شود که همه مثل رخت چرک روی سر هم سوار شده اند؟ انگار همه کاسبند. وجب به وجب روی گِزگِز سرمایِ خیابان به کِرکِر افتاده اند. دلم نمی خواهد از میان این بلوا رد شوم. از وسط این آدم های تیغ دار. از بین چشم های وق زده ی غمبار. باد بهمن ماه روی صورتم زوزه می کشد. ضربان قلبم را روی شقیقه ها حس می کنم ...

ادامه ...
ناپدیدشدگان
نویسنده: کی جی ارر
مترجم: مرجان همتی
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | مرجان همتی ناپدیدشدگان
نویسنده: کی جی ارر
مترجم: مرجان همتی
اولش به قدر کافی ساده است: من خودم را در پارک پیدا کردم به این خاطر که به طور ناگهانی چیزی مرا به شدت ترغیب می کرد تا به موزه بروم.
مردم از شوک بازنشستگی صحبت می کنند. آنها از احتمال افسردگی عمیق هشدار می دهند. با این حال، این چیزی نیست که من برای خودم انتظار دارم. زندگی که من در طول سالیان متمادی در اینجا ساخته ام، صرف نظر از کارم مرا چیزی بیشتر از مشغول نگه می دارد و به همین خاطر این برای من عجیب می آید - این احساس نیرومندی و انگیزه برای بیدار شدن ...

ادامه ...
داستانی از رقیه اسدیان
بیست و یکم بهمن ماه ١٣٩٧ | داستان | رقیه اسدیان داستانی از رقیه اسدیان
سرم را به سمت بهزاد برگرداندم و مدادم را با عصبانیت روی میز انداختم:
«مرده‌شورت رو ببرن با این کمک کردنت! خسته‌م کردی با خمیازه کشیدن‌هات»
بهزاد که در عالَم خودش به سر می‌برد، با سروصدای من خواب از سرش پرید و چشم‌های قرمز و نیمه‌بازش را کاملاً گشود و با حیرت نگاهم کرد ...

ادامه ...