info@piadero.ir   : ارسال اثر                                                 www.piadero.ir                                                      مجله ی ادبی پیاده رو

گردانندگانارسال اثرپرونده های ادبیبررسی کتابادبیات جهاناندیشه و نقدداستانشعرصفحه اصلی

    


 

 

 

 

 

شعری از :

 

حسین علیزاده

 

 

 

این گرام قدیمی

هنوز جایی از آسمان روغن می چکد
اینطور که این ترمز بند نمی آید از اتفاقات بعدی اش ،
و این مه بی رمق
تنها راه خانه اش را گم کرده است
که به دنبال خود بی شکل می گذرد از خود.
سه شنبه: 13/ 5 / 88     نوشتم :
"هر پک عمیق به این سیگار
کلمه ای است که از زندگی کم می شود"
و حالا ، تو بگو با دیگران !
چند سال از حرف هایم را پس گرفته ام
که هزار سال بعد صندلی بر ماه گذاشته ایم
و با دستانی عرق کرده بر پیشانی
باز همان انتظار قدیمی
باز همان...

در پرده ی دوم (قبل از اتمام دیالوگ)
رومئو با نگاهی نافذ بر چشمان ژولیت جوان
آهسته گفت:
" این نیز بگذرد... "

و هیچ کس نبود
آویزان از پنجره ای خیالی حتی...

اینطور که آسمان خم شده است بر خود
و پشتش را سرک می کشد
همین صفر هم در هستی خود
بلند می شود و چند قدم آهسته برمی دارد.

شُکر... شُکر که بچه ها نمی دانند هنوز
در تاتی تاتی بعد از ظهرشان
تیک تاک دیگری هم دنبالشان می دود.

و همین روز ها در حالی که
یخچال های طبیعی را به خانه آورده ایم
و با سیم برق بر سرما دست می کشیم
در جایی از ملکوت
فرشتگان فریز شده در پوشال های ریز
برف، برف بر خواب هایمان می ریزند
و آنوقت تو بگو
که چه طور شهری را اینگونه تیر باران
رها کرده اند !

من از قبل متنی آماده کرده بودم برای سخنرانی
و با چند انگشت زخمی
که از خواب دیشب برایم مانده بود
تنها توانستم بر برگه ای سفید از تاریخ بنویسم :

صفحه را عوض کنید !

این گرام قدیمی
چیزی جز برفک نشانتان نمی دهد
.
.

 

 

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله ادبي پياده رو مي باشد و برداشت مطالب با ذكر منبع بلامانع است

"پیاده رو فارغ از هر گونه مسائل سیاسی دغدغه اش تنها قدم زدن در جهان متن است"