|
آن
دیگری
آن
دیگری
میخندد
غصه
هایش
را
دارد
چهره
مرا
با
پوست
و
مویم
زیر
آسمان
نگاه
می
دارد
کلمات
را
از
دهان
من
بیرون
میریزد
پول
داردو
ترس
و
گذرنامه
میستیزد
و
دوست
میدارد
آشفته
میشود
و
بیقرار
اما
من
نه
من
آن
دیگری
ام
که
نه
میخند
د
نه
چهره
ای
زیر
آسمان
دارد
نه
کلمه
ای
در
دهان
آنکه
با
من و
خویش
بیگانه
است
نه!
من
نه!
آن
دیگری،
همیشه
آن
دیگری!
آنکه
نه
غالب
میشود
نه
مغلوب
آنکه
غصه
ای
ندارد
و
برآشفته
نمیشود
آن
دیگری!
که
وجودش
برای
خودش
بی
تفاوت
است
آنی
که
من
نمیشناسمش
وهیچکس
دیگر
هم
نمیداند
که
کیست
آن
که
مرا
بر
نمی
آشوبد
آن
منم!
ترجمه
از
شعر
“Der
Andere
„
ازشاعر
آلمانی
آنسنبرگر
فرشته
وزیری
نسب
فرانکفورت
20.08.2009
|